نامه سرگشاده آیت الله کاظمینی بروجردی به خامنه ‌ای


نامه سرگشاده آقاي بروجردي به رهبر نظام ولايتاين نامه در آستانه سفر رهبر حکومت ایران به شهر قم در تاريخ ۲۷ مهر ۱۳۸۹، در اختيار «فعالين حقوق بشر و دمكراسي در ايران» قرار گرفت که در آن، آقاي خامنه اي به عنوان مسئول اصلي نقض گسترده حقوق بشر به ویژه در زندانها، مورد سئوال قرار گرفته است.

به خواندن ادامه دهید

نامه عبدالکریم سروش به رهبر ـ خرداد ۱۳۸۹


عبدالکریم سروش، روشنفکر دینی در نامه‌ تازه خود خطاب به آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی با انتقاد از عملکرد وی نوشته است: «فرمان هبوط صادر شده و از آسمان به زمین رسیده است. بهشت ولایت دیگر جای شما نیست. صدای آدمیان صدای خداست. آیا صدای خدا را نمی شنوید؟ خوش‌تر آن است که مقام رهبری خود، لبیک‌گویان ردای نا باندام ریاست را از تن بیرون کند.» به خواندن ادامه دهید

نامه محسن مخملباف به یزید زمان خامنه ای


محسن مخملبافخامنه ای! ای پست تر از یزید
تو برنده شدی، اکنون دیگر یزید نفر اول نیست که در عاشورا آدم کشت، تو از او بردی.
حالا از خودم ناراضی ام که در 17 سالگی با شاه جنگیدم. او وقتی دید مردم او را نمی خواهند، کشور را گذاشت و رفت. اما تو ایستاده ای تا همه از ایران بروند. به خواندن ادامه دهید

حال آقای خامنه ای خوب نیست


خامنه ایمن به واقع نگران آقای خامنه ای هستم؛ نه؛ درست تر اینکه نگران ایران ام و دقیقا به همین علت، حال و روز کسی که بر ایران فرمان می راند؛ اسباب دلواپسی ام شده است. چرا؟ آخرین حرف ها و سخنان ولی مطلقه فقیه، بوی عقل، انصاف و اجتهاد ـ که اینها ظاهرا همگی از شرایط ولی فقیه هستند ـ نمی دهد؛ به واگویی های کسی می ماند که خود نیز دیگر خود را باور ندارد.
به خواندن ادامه دهید

«انقلاب سبز» كليد خورد! امروز آقاي خامنه اي نماز وحشت خواند!


بابک داد: حمله هاي امروز سپاه كودتاچي و پليس به ملت، وحشيانه بود و وحشيانه هست. اما همين حملات وحشيانه، نشان از وحشت و هول حكومت است. اين حمله هاي وحشيانه، نمادي از «نماز وحشت» آيت الله خامنه اي و حكومت كودتايي دست نشانده اوست. زيرا «آيات» و نشانه هاي قهر خدا و خشم مردمان را ديدند و باور كردند. مردم هنوز در خيابانها هستند و قصد ندارند به خانه برگردند. به خواندن ادامه دهید

نامه شدیداللحن دکتر سروش به خامنه‌ای:


Abdol-Karim-Soroushبه یاری خدا، دین و آزادی می‌مانند و استبداد می‌رود

شما حاضر بوديد آبروی خدا برود اما آبروی شما نرود. مردم به ديانت و نبوت پشت کنند اما به ولايت شما پشت نکنند. شريعت و طريقت و حقيقت مچاله شوند اما ردای رياست شما چين و چروک نخورد. اما خدا نخواست. به خواندن ادامه دهید

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: