پیامدهای بدار آویختن زندانیان کـُـرد برای جمهوری اسلامی و جنبش سبز

شادروان فرزاد کمانگر

واكنش نهادهاى ایرانى و جهانى و مدافعان حقوق بشر در مخالفت با اعدام پنج جوان در ایران همچنان ادامه دارد. این پنج زندانى سیاسى، صبح روز نوزدهم اردیبهشت ماه در زندان اوین تهران اعدام شدند.


رادیو فردا: چهار تن از این پنج نفر، از اقلیت كرد ایران بودند كه به اتهام ارتباط با حزب حیات آزاد كردستان معروف به «پژاك» به مرگ محكوم شده بودند.
فرزاد كمانگر، على حیدریان و فرهاد وكیلى در تیرماه ۱۳۸۵ دستگیر شده و همواره وابستگى به پژاك را انكار كرده بودند.

شیرین علم هوئى نیز در خرداد ماه ۱۳۸۷ دستگیر و گویا در پى بازجویی ها، شكنجه و سپس به مرگ محكوم شد.

نفر پنجم، مهدى اسلامیان، به بمبگذارى در شیراز متهم شده بود و پیوسته بر بى گناهى خود تاكید داشت.

شادروان: شیرین علم هویی، فرهاد وکیلی، فرزاد کمانگر و علی حیدریان

پیامدهای اعدام زندانیان کرد برای جمهوری اسلامی و جنبش سبز

كانون مدافعان حقوق بشر در تهران روز سه شنبه با انتشار نامه اى خطاب به رییس قوه قضاییه جمهورى اسلامى با بیان مراتب شگفتى و تاسف خود از این اعدام ها و با ابراز نگرانى از اجراى مجازات اعدام، اعلام كرد كه در این محاكمات بسیارى از ضوابط دادرسى عادلانه رعایت نشده است.

محمد سیف زاده، از اعضاء كانون مدافعان حقوق بشر، در این مورد به رادیو فردا مى گوید: «به عنوان یك جریان حقوق بشرى ما اساسا با اعدام مخالف هستیم. به لحاظ اینكه اعدام با آن كه قدیمى ترین مجازات تاریخ بشر است اما تا كنون موجب كاهش جرم نشده است. تجربه و علم نشان مى دهند كه این مجازات، جرم را كاهش نداده است.

از طرف دیگر، از بدو دستگیرى این افراد، رعایت مواد۱۱۲ تا ۱۱۹قانون آیین دادرسى كیفرى از لحاظ احضار، جلب و تفتیش منازل، به هیچ وجه رعایت نشده و صدور قرار تامین، متناسب با بزه انتسابى نبوده و این افراد از دادگاه عادلانه و منصفانه برخوردار نبوده اند.

در تحقیقات مقدماتى این افراد، وكیل حضور نداشته و همچنین از اساس، مرجعى كه در مورد این پرونده ها مبادرت به صدور حكم نموده است- دادگاه هاى انقلاب- بر اساس اصول ۱۵۹ و ۱۷۲ قانون اساسى، غیر قانونى هستند.

از طرف دیگر، از آنجایى كه جرم این افراد سیاسى است به استناد اصل ۱۶۸ قانون اساسى و تبصره ذیل ماده ۲۰ قانون تشكیل دادگاه هاى عمومى و انقلاب، این محاكمات صرفا و انحصارا باید در محاكم دادگسترى و با حضور هیات منصفه واقعى – و نه حكومتى – و به صورت علنى برگزار شود. اما هیچ كدام از این موازین قانونى در ارتباط با این پنج نفر رعایت نشده است.»

فدراسیون بین المللى جامعه هاى حقوق بشر در پاریس هم در بیانیه اى، این محكومیت ها و اعدام هاى سیاسى را باعث انزواى بیش از پیش جمهورى اسلامى در عرصه بین المللى ارزیابى كرد و از جامعه بین المللى خواست اقدامات مشخص ترى را در مورد این وضعیت در پیش بگیرند.

دیده بان حقوق بشر و سازمان عفو بین الملل هم با انتشار بیانیه اى با محكوم كردن این اعدام ها، خواهان رعایت حقوق شهروندى متهمین و حق استفاده از وكیل و محاكمه منصفانه شدند.

جو استورك، معاون بخش خاورمیانه در سازمان دیده بان حقوق بشر، گفت كه «به دار آویختن این چهار زندانى كرد، یكى از جدیدترین نمونه هاى به كارگیرى ناعادلانه حكومت ایران از مجازت مرگ، علیه اقلیت هاى نژادى دگر اندیش است.»

سندیكاى كارگران شركت واحد اتوبوسرانى تهران و حومه هم با انتشار بیانیه اى، ضمن مخالفت با مجازات اعدام، با اشاره به اعدام فرزاد كمانگر، نوشت: «ما در ماتم معلمى هستیم كه ابزارش گچ و قلم بود و كودكانى كه تعلیم مى داد بسیارى از شبها سر گرسنه بر بالین مى گذاشتند.»

همزمان؛ دبیر كل فدراسیون بین المللى كارگران حمل و نقل در نامه اى خطاب به محمود احمدى نژاد، ضمن محكوم كردن اعدام پنج جوان، از دولت ایران خواست فعالان كارگرى زندانى مانند منصور اسانلو و ابراهیم مددى را آزاد كنند.

سازمان گزارشگران بدون مرز هم در بیانیه اى اعلام كرد كه اعدام پنج زندانى سیاسى درایران، نگرانى ها را در مورد سرنوشت روزنامه نگاران زندانى بیشتر كرده است.

به گزارش سایت هاى اینترنتى، مقام هاى جمهورى اسلامى از دادن جسد اعدام شدگان به خانواده هاى آنان هم سر باز مى زنند.

خلیل بهرامیان، وكیل دعاوى سه تن از اعدام شدگان، روز سه شنبه به رادیو فردا چنین گفت: اعلام مى كنند به دلایل مسائل امنیتى است.
اما مسائل امنیتى چیست كه مغایر شرع و مغایر قانون و مغایر تمام ضوابط انسانى و اسلامى، اجساد كشته شدگان را به مادر و پدر و خانواده آنان تحویل نمى دهند؟
این واقعا یك فاجعه است. اینها با این اجساد چكار مى خواهند بكنند؟ این اجساد چیست؟ زنده بودنشان را كه تحمل نكردید و آنها را كشتید، الان هم كه اینها مرده اند با اجساد آنها چرا این برخورد را مى كنید؟»

پیش از این نیز اتحادیه بین المللى معلمان با انتشار بیانیه اى، اعدام فرزاد كمانگر، معلم كرد را محكوم كرده بود.

میهن

رسانه شمایید

آخرین نامه‌ فرزاد کمـــانگر از اوین

یکی بود یکی نبود ماهی سیاه کوچولویی بود که با مادرش در جویبار زندگی می کرد ، ماهی از 10000 تخمی که گذاشته بود تنها این بچه برایش مانده بود بنابراین ماهی سیاه یکی یک دانه ی مادرش بود، یک روز ماهی کوچولو گفت: مادر من می خواهم از اینجا بروم. مادرش گفت کجا؟ می خواهم بروم ببینم جویبار آخرش کجاست.

هم بندی ، هم درد سلام

شما را به خوبی می شناسم. معلم، آموزگار، همسایه ی ستاره های خاوران، همکلاسی ده ها یار دبستانی که دفتر انشایشان پیوست پرونده هایشان شد و معلم دانش آموزانی که مدرک جرمشان اندیشه های انسانیشان بود. شما را به خوبی می شناسم، همکاران صمد و خان علی هستید.

مرا هم که به یاد دارید

منم ، بندی بند اوین

منم دانش آموز آرامِ پشت میز و نیمکت های شکسته ی روستاهای دورافتاده ی کردستان که عاشق دیدن دریاست

منم به مانند خودتان راوی قصه های صمد اما در دل کوه شاهو

منم عاشق نقش ماهی سیاه کوچولو شدن

منم، همان رفیق اعدامیتان

حالا دیگر کوه و دره تمام شده بود و رودخانه از دشت همواری می گذشت. از راست به چپ رودخانه های کوچک دیگری هم به آن پیوسته بودند و آبش را چند برابر کرده بودند…ماهی کوچولو از فراوانی آب لذت می برد…ماهی کوچولو خواست ته آب برود .می توانست هرقدر دلش خواست شنا کند و کله اش به جایی نخورد ناگهان یک دسته ماهی را دید ، 10000تایی میشدند،که یکی از آنها به ماهی سیاه گفت:به دریا خوش آمدی رفیق.

همکار دربند، مگر می توان پشت میز صمد شدن نشست و به چشمهای فرزندان این آب و خاک خیره شد و خاموش ماند؟

مگر می توان معلم بود و راه دریا را به ماهیان کوچولوی این سرزمین نشان نداد؟ حالا چه فرقی می کند از ارس باشد یا کارون، سیروان باشد یا رود سرباز، چه فرقی می کند وقتی مقصد دریاست و یکی شدن، وقتی راهنما آفتاب است. بگذار پاداشمان هم زندان باشد.

مگر می توان بار سنگین مسئولیت معلم بودن و بذر آگاهی پاشیدن را بر دوش داشت و دم برنیاورد ؟ . مگر می توان بغض فروخورده دانش آموزان و چهره ی نحیف آنان را دید و دم نزد؟

مگر می توان در قحط سال عدل و داد معلم بود ، اما „الف“ و „بای“ امید و برابری را تدریس نکرد، حتی اگر راه ختم به اوین و مرگ شود؟

نمی توانم تصور کنم در سرزمین“ صمد“،“ خانعلی“ و „عزتی“ معلم باشیم و همراه ارس جاودانه نگردیم. نمی توانم تجسم کنم که نظاره گر رنج و فقر مردمان این سرزمین باشیم و دل به رود و دریا نسپاریم و طغیان نکنیم؟

می دانم روزی این راه سخت و پر فراز و نشیب، هموار گشته و سختی ها و مرارت های آن نشان افتخاری خواهد شد „برای تو معلم آزاده“ ، تا همه بدانند که معلم ، معلم است حتی اگر سدّ راهش فیلتر گزینش باشد و زندان و اعدام ، که آموزگار نامش را ، و افتخارش را ماهیان کوچولویش به او بخشیده اند ، نه مرغان ماهیخوار.

ماهی کوچولو آرام و شیرین در سطح دریا شنا میکرد و و با خود می گفت: حالا دیگر مردن برای من سخت نیست، تأسف آور هم نیست، حالا دیگر مردن هم برای من…که ناگهان مرغ ماهی خوار فرود آمد و او را برداشت و برد. ماهی بزرگ قصه اش را تمام کرد و به 12000 بچه و نوه اش گفت حالا دیگر وقت خواب است.11999 ماهی کوچولو شب بخیر گفتند و مادر بزرگ هم خوابید اما این بار ماهی کوچولوی سرخ رنگی هرکاری کرد خوابش نبرد. فکر برش داشته بود…

معلم اعدامی زندان اوین

فرزاد کمانگر – اردیبهشت ماه ۱۳۸۹

رسانه شمایید


اعدام “فصیح یاسمنی” زندانی سیاسی در کردستان و ۱۷ زندانی دیگر در انتظار اعدام

اعدام آرش رحمانی‌پور و محمدرضا علی‌زمانی

کتاب خاطرات آیت الله صادق خلخالی

ترور دکتر مسعود علي‌محمدی، استاد دانشگاه تهران

ایران اعزام نماينده ويژه سازمان ملل براى بررسى شكنجه در زندان ها را رد كرد



Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: