زندان اوین را گزارشی دگر است

Sohrab-Aarabiاز کهریزک و جنایتی که در آن رفته، تنها نوشتن بخش کوچکی از آن‌چه که همه در جریان‌اش بودند افتاد گردن کمیته‌ی پی‌گیری مجلس به علاوه معرفی کردن قاضی مرتضوی به عنوان «متهم ردیف اول». غیر از این، آن چیزی که بعد از هفت ماه این کمیته به گزارشی آن را در مجلس قرائت کرد، همه را خوانده بودیم و همه را می‌دانستیم و جان به در برده‌گان کهریزک همه نشانی‌ها داده بودند و اشک‌های ما و مادران رو صورت‌های‌مان خشک شده و بغضی فروخورده در دل‌های‌مان مانده است.

قصه و نشانی دادن از بی‌نشانی‌های کهریزک در گزارش مجلس را سردار روح‌الامینی‌ی عمری در سپاه گذرانده و آشنا با بزرگان قوم، مهر روایت زده بود. نه این‌که مگر این همه کشته و این همه خانواده‌ی عزادار هست که فرزندان‌شان در گوشه‌‌ی سلول‌ها و روی صندلی بازجویی‌ها و در کف خیابان‌ها جان از دست داده‌اند. هر چه باشد سرداری هست و نشست و برخاستی دارد و داشته با قومی که دست برده به جان و مال و ناموس مردم. بد عهدی روزگار با مرتضوی این‌جا بود که به اشتباه و ناخواسته دسته‌ی خود را برید و این‌که فراموش کرده بود در شعله‌های آتشی که برمی‌فروزد، خشک و تر به یک شیوه می‌سوزند.

همین جا است که ورق نه به خاطر محمد کامرانی و امیر جوادی‌فر و بدتر حتا خود محسن روح‌الامینی، که به خاطر روابط و دوستان و نزدیکان رده بالا برمی‌گردد و «مدیر نمونه»ی رهبری، می‌شود متهم ردیف اول و کاشف می‌آید که کهریزک زندانی بوده غیراستاندارد و در آن با زندانیان بدرفتاری شده است. این سوی قصه که می‌دانستیم، به همین ساده‌گی تعریف می‌شود بدون آن‌که نامی از «جنایت» در این گزارش برود و در سوی دیگر «اوین» با همه‌ی بندها و شکجه‌گاه‌های‌اش هم‌چنان «مصون» و «پابرجا» بالای شهر می‌ماند و نیشخندش را تحویل ما می‌دهد. بدتر این‌که در قسمت اوین گزارش «تحمیلی» از محبوسان اوین استناد به آن‌هایی می‌شود که قصه‌ی زجر و زندان‌شان حکایت اعتراف‌ها و نمایش‌های تلویزیونی و دادگاه‌های فرمایشی است و برای روایت آن بعد آزادی نیز هنوز مشکل دارند.

این‌جا است که از آوارها و خرابه‌های کهریزک دوباره اوین به سان قلعه‌یی فتح نشدنی سر برمی‌کشد و ما می‌مانیم و روایت‌های سی ساله‌مان از این زندان که از شکنجه چه بر زندانیان می‌رود؛ آن‌گاه که در سلول نشسته‌اند و صدای ناله‌ی دوستان‌شان را از اتاق‌های بازجویی می‌شنوند و جز آن که با خدای خود به گفت‌وگو بنشینند که شاید خصمانه هم باشد، راهی نمی‌بینند. آن‌گاه که در اتاق‌های بازجویی روی آن صندلی‌های تحقیرآمیز اوین رو به دیوار با چشمانی بسته می‌نشینند و بازجویی که باید «سید»‌صدای‌اش کنی با هر توهین و تحقیری پس‌گردنی و سیلی از سر «قانون اوین» به تو می‌زند. آری اوین می‌ماند روی آوارهای کهریزک و در گزارش می‌نویسند که با هیچ‌کس آن‌جا هیچ رفتاری از بدی نشده است. همان‌جا که انگار صدایی هر شب در آن‌جا می‌پیچد به نعره که این‌جا سرزمین عجایب است، از این خاک و از این دیوارها پیغمبر خدا هم رد نشده است!

گزارش نماینده‌های مجلس حکومتی از شکنجه‌های اوین تنها شکایت زندانیان از «زندانی بودنشان» است و بس، اما اعتراف‌های عبدالله مومنی و ۸ سال حبس‌اش گزارشی دگر می‌دهد، اما بودن زیدآبادی در سلول‌هایی مانند «قبر» حکایتی دگر است، حکایتی بی‌خبری از مهدیه گلرو در زندان اوین گزارش مفصلی است از شکنجه، از این‌که زندان اوین محل «انتقام» است، محل انتقام از بهمن احمدی که منتقد اقتصاد بود و سهم‌اش شد ۷ سال زندان، از جعفر اقدامی که فعال حقوق‌بشر بود و سهم‌اش شد ۱۰ سال زندان، از حامد روحی‌نژاد که قبل از کودتا زندانی بود و به جرم حوادث بعد از کودتا حکم‌اش شد اعدام، از سهراب، از سهراب اعرابی که جان‌اش در همین زندان اوین به گزارش صفحات سفید مانده‌ی گزارش مجلسیان از کف رفته است.

سهراب را به همین زندان اوین که به گزارش مجلس تنها شکایت خانواده‌ها از «بلاتکلیفی زندانیان» بوده، برده بودند؛ زخمی و خونین. نگاه هم سر می‌خورد روی نگرانی‌های مادرش که چندین هفته پشت همان دیوارهای بلند اوین عکسی در دست نشان از بی‌نشانی‌هاش می‌جست. و سر آخر کفالت از این مادر گرفتند که پیکر سهراب را در سردخانه‌یی تحویل بگیرد. سهراب و ندا را پدری سردار نبود که گزارشی این‌چنین را مجلسیان وادار به نوشتن شوند. گزارش سهراب و ندا و اشکان سهرابی و یعقوب بروایه در صفحه‌های سفید معطل نوشتن مانده و این مجلس و آن دستگاه قضایی و آن دولت را سر تحریرش نیست. اما ما هستیم و کاغذهای سفید بسیار است؛ گزارش را شاهدان و آن‌ها که بوده‌اند روایت می‌کنند تا هستید و هستیم.

این مطلب هزارمین پست وبلاگ قمار عاشقانه است


این صفحه را به شبکه‌های جهانی‌ ارسال کنید:

Bookmark and  ShareBalatarin


Advertisements

یک پاسخ

  1. انصار حزب الله لبنان در بمب گذاری استاد دانشگاه + عکس.
    رسانه شمایید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: