دانشجویان: امتحان نمی دهیم

daneshgah-1در حالی که دانشجویان دانشگاه پلی تکنیک، دست به تحریم گسترده امتحانات زده اند، مسئولان این دانشگاه در پی آن هستند تا به هر نحو ممکن از ادامه این روند جلوگیری کنند. از سوی دیگر اخبار رسیده حاکی از این است که مسوولان وزارت علوم، طی بخش نامه ای به روسای دانشگاه های کشور، در مورد ادامه این روند در دانشگاه ها، هشدار داده اند.

دانشگاه پلی تکنیک: احضار دانشجویان

در دانشگاه پلی تکنیک خبرها حاکی از آن است که تا روز چهارشنبه، حدود 46 امتحان در این دانشگاه به دلیل تحریم دانشجویان لغو شده است. تحریم امتحانات که به ابتکار دانشجویان سبز پلی تکنیک صورت گرفته، در اعتراض به به بازداشت 12 دانشجوی این دانشگاه اتفاق افتاده است. این در حالی است که در حدود یک هفته ای که از آغاز امتحانات می گذرد، مسوولان دانشگاه پلی تکنیک از هر ابزاری برای تحت فشار قرار دادن دانشجویان استفاده کرده اند. از جمله گفته می شود در روز اول تحریم امتحانات، مسوولان حراست 15 دانشجو را احضار و اعلام کرده اند باید به دفتر پیگیری وزارت اطلاعات برای پاسخ گویی مراجعه کنند. همچنین اعلام شده است که برای دانشجویان تحریم کننده، نمره صفر در کارنامه درج خواهد شد.

یکی از دانشجویان احضار شده به حراست دانشگاه به «روز» گفت: «مسوولان حراست رسما ما را تهدید کرده اند که برخورد سختی با ما خواهد شد. به من گفتند که بر سر مجید توکلی که گنده شما بود، آن بلا را آوردیم، شماها که عددی نیستید. ضمن اینکه به من گفتند باید خودت را به دفتر پیگیری وزارت اطلاعات معرف کنی. وقتی دلیل این قضیه را پرسیدم، گفتند چون تو در راستای منافع بیگانگان حرکت می کنی و امنیت ملی را به خطر می اندازی.»

بعضی از دانشجویان نیز اعلام کرده اند که با خانواده آن ها تماس گرفته شده و از این طریق آن ها را تحت فشار قرار داده اند تا بر سر جلسه امتحانات حاضر شوند.

با وجود تمامی این تهدیدات، دانشجویان اعلام کرده اند که تحریم امتحانات را ادامه خواهند داد و تا زمانی که  همکلاسی هایشان آزاد نشوند، این روند ادامه خواهد داشت.

همچنین دانشجویان دانشگاه رازی کرمانشاه، با انتشار بیانیه ای اعلام کردند تا زمان آزادی تمامی دانشجویان این دانشگاه در امتحانات شرکت نخواهند کرد. دانشجویان رازی کرمانشاه در بیانیه خود همچنین اعلام کرده‌اند که به اعتراضات مسالمت آمیز خود ادامه خواهند داد. متن این بیانیه به شرح زیر است:» آزادی و آزادگی چه ریشه عمیقی دارد ،چه آن زمان که حسین (ع) این پرچم سرخ را با خون خود و یارانش برای تمام رهروان این راه به اعتبار گذاشت و چه اکنون که پس از گذشت چندین سال هنوز هم می بینیم آزادگانی را که نه تنها این پرچم را به زمین نگذاشته اند که خون خود را نثار آن کرده اند و دریغ و درد از کسانی که یزید وار خون انسان های بیگناه را در روز عاشورا به زمین ریختند و دم از حریم حرمت حسین می زنند.زندانهایشان را مملوء از آزاداندیشان کرده اند و از هرگونه برخورد خشونت آمیز با مردم و دانشجویان ابایی ندارند. دامنه این رفتارهای غیر انسانی در طول این مدت در دانشگاه رازی نیز بسیار گسترده بوده اما نتیجه آن جز استوارتر شدن اراده هایمان نبود، آنچنان که پس از احضارهای گسترده به کمیته انضباطی و تعلیق های سنگین ، پس از احضارها به اطلاعات و پس از تهدید ها و ارعاب ها اکنون آنان که تبر به دست گرفته اند متوجه شده اند که نمی توانند ریشه های سبز درخت بارور جنبش دانشجویی دانشگاه رازی را قطع کنند و افسوس که بازهم نمی خواهند درس بگیرند و اینبار دست به بازداشت گسترده دانشجویان زده اند ، ده تن از یاران دبستانیمان، و پس از گذشت یک هفته در بی خبری کامل از وضعیت آنان به سر می بریم. ما دانشجویان دانشگاه رازی اعلام می کنبم تا آزادی کامل تمامی هم کلاس هایمان در جلسات امتحان شرکت نمی کنیم و همچنان به اعتراضات مسالمت آمیز خود ادامه می دهیم.»

همچنین دانشجویان دانشگاه خواجه نصیرنیز طی بیانیه ای اعلام کرده اند که در امتحانان شرکت نخواهند کرد. در بیانیه این دانشجویان آمده است: «همه نیک آگاهیم، که نخستین بار نیست؛ حکومت کودتا دست به کشتار هموطنان بی گناهمان که خواستار حداقل حقشان از دموکراسی اند،زده است. اما تا به حال ندیده بودیم که این یزیدیان به این شکل علنی و با وقاحت در ماه حرام و روز عاشورا مردم مان را در خیابان ها قصابی کنند. حال بگذریم که در زندانها چه گذشته و پدر مرحوم جنبش در قبال مخالفتش با این کشتار ها از صحنه ی قدرت سیاسی  کشورکنار زده شد.جنبش دانشجویی به عنوان بخشی از جامعه همچنانکه بر بیرون دانشگاه تاثیر گذار بوده است، از اتفاقات رخ داده در خارج از دانشگاه و شهادت هموطنان نیزبه شدت متاثر است. ومحرم و عاشورای امسال نه تنها در سوگ حسین بلکه سیاه پوش همه ی شهدای راه آزادی است.بازداشت غیر قانونی 13 تن از همکلاسی هایمان و صدها تن از دانشجویان دانشگاه های  دیگر ما را در غم و ماتم سنگینی فرو برده است. در بند نبودن هر انسان بی گناهی از جمله دانشجویان دگر اندیش از پایه ای ترین حقوق بشر است، هیچ منافاتی با قرآن و قوانین اسلام ندارد، بلکه ازبرجسته ترین  ارزش های آن است  وبدیهی است که نباید جرم محسوب شود. امروز که شاهد کشته شدن هموطنانمان و بازداشت های غیر قانونی و طولانی مدت همکلاسیهایمان هستیم، انفعال و دست روی دست گذاشتن را در شان جنبش دانشجویی ندیده و در اعتراض به این جنایات تا زمان آزادی بی قید و شرط هم کلاسی هایمان در امتحانات دانشگاه شرکت نمی کنیم.»

در پی این اتفاقات وزارت علوم بخشنامه ای به دانشگاه های سراسر کشور  فرستاده و طی آن از  روسای دانشگاه ها خواسته است به شدت با افرادی که امتحانات را تحریم می کنند، برخورد کنند.

دانشگاه کرمان: محرومیت 50 دانشجو از تحصیل

پس از اتفاقات رخ داده در دانشگاه باهنر کرمان و اعتراضات دانشجویان، بیش از ۱۵۰ تن از دانشجویان این دانشگاه به کمیته‌ انضباطی فراخوانده شدند و ابلاغیه‌ تفهیم اتهام خود را دریافت کردند. از این تعداد، تاکنون حدود ۵۰ نفر شامل حکم اولیه‌ای‌ مبنی بر «محرومیت از تحصیل به مدت یک ترم و تسهیلات رفاهی دانشگاه» شده‌اند. در میان دانشجویانی که با احکام انضباطی مواجه شده اند، ۱۴ تن از اعضای فعلی و ۵ تن از اعضای سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شهیدباهنر کرمان دیده می شوند.  با وجود صدور این احکام انضباطی، روند احضار و تعلیق دانشجویان با شدت هرچه تمام در این دانشگاه ادامه دارد. صدور احکام انضباطی برای دانشجویان کرمان در حالی صورت گرفته است که در مراسم بزرگداشت روز دانشجو، نیروهای انتظامات و حراست این دانشگاه به درگیری با دانشجویان پرداختند.

باز هم بازداشت تحکیمی ها

مرتضی سیمیاری دبیر اجتماعی دفتر تحکیم وحدت و علیرضا فیروزی و سورنا هاشمی از فعالین دانشجویی دانشگاه زنجان بازداشت شدند. ساعت 12 یکشنبه شب نیروهای امنیتی با ورود به منزل پدری مرتضی سیمیاری، دبیر اجتماعی دفتر تحکیم وحدت، وی را بازداشت کردند.

به گفته خانواده این فعال دانشجویی که به نهاد های مختلف مراجعه کرده اند، مسئولان دادگاه انقلاب، پلیس امنیت و زندان اوین گفته اند فردی به نام مرتضی سیمیاری رادراختیار ندارند و او به دستور این نهاد ها بازداشت نشده است.

این عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت در ماه های گذشته نیز چندین بار به اداره اطلاعات احضار و در آنجا بازجویی شده بود. در این احضار های غیرقانونی نیروهای امنیتی به وی گفته بودند که وی حق فعالیت با عنوان دفتر تحکیم را ندارد. هم اکنون علاوه بر مرتضی سیمیاری، مهدی عربشاهی، بهاره هدایت و میلاد اسدی از اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت و دهها تن از اعضای شورای عمومی این اتحادیه دانشجویی در بازداشت به سر میبرند.

روز آنلاین


این صفحه را به شبکه‌های جهانی‌ ارسال کنید:

Bookmark and  ShareBalatarin


Advertisements

4 پاسخ

  1. درود بر دانشجویان اگاه

  2. بخشی از رمان تاکهای عاشق از نوشین شاهرخی

    بچه ها ترجيح مي دادند كه به خيابان ها بروند و شعار بدهند. نه سر كلاس درس مي رفتند و نه به كتاب هاي تازه چاپ علاقه اي نشان میدادند، تنها برنامه ي روزانه شان در رفتن به تظاهرات و گوش دادن به اخبار راديوهاي بيگانه خلاصه مي شد. مدارس هم بعد از دانشگاه به علت راه پيمايي هاي روزانه ي دانش آموزان تعطيل اعلام شد. هيچكس نمي دانست كه تعطيلي آموزشگا هها چه مدتي طول خواهد كشيد. جامعه را شور و حال بي سابقه اي فراگرفته و زندگي از نظم خسته كننده ي هميشگي خارج شده بود. هر روز اتفاقي میافتاد، جامعه در تب و تاب، طوفان در راه بود. بخش عظيم ملت به يك هدف دل بسته بودند، «سرنگوني شاه» و همين هدف مشترك يك رنگي غيرقابل تصوري به آنان داده بود. همسايه ها به يكديگر مواد خوراكي و سوختي مي رساندند. اخبار سركوب تظاهرات و كشت وكشتار به مردم حس هم دردي و هم ياري متقابل میداد. آرزوي رسيدن به هدف مشترك در هم نظري، اتحاد و يكرنگي تجلي يافت. ستيز
    هزاران ساله ي نور و تاريكي در اين برهه ي تاريخي به اوج خود رسيد. چيزي بين اين دو وجود نداشت، يا بايد به خيل وسيع هواداران اهورايي میپيوستي و يا در سلطه ي اهريمن میماندي. مردم تصوير كاوه ي خود را در ماه ديدند و پي بردند كه ديگر زمان
    زمامداري ضحاك به سر رسيده است. براي يافتن نشانه هاي ايزدي احتياجي به استخاره
    نبود. ايزد خود نقش رهبر مردم را در ماه افكنده بود تا مردم، همه ي آناني كه چشم بصيرت داشتند، روح الله را دريابند.
    بانگ هياهو از پشت پنجره ي بسته به گوش مي رسيد. كساني فرياد مي زدند. گروهي شعار میدادند. صداها نزديك و نزديکتر میشد. مهتاب بر پرده ي سياه میتابيد. كسي خواب ديده بود. در خواب ماه را ديده بود. كسي چهره ي نجا تبخش را بر پيكره ي ماه ديده بود. همهمه بود و فرياد. هلهله بود و شعار. مردم با خشم و شادي شعار میدادند. پژواك فرياد ملت در تيرگي شب جاري مي گشت و سكوت مهتاب را مي شكست. نقشي تيره بر سپيدي او افتاده بود. ملتي با چشم كسي خواب ديد و خواست تا نقش تيره ي ماه سرنوشتش را رقم زند.
    تظاهرات عليه رژيم شاهنشاهي ميليوني شده بود و جالب اين كه زنان با چه كميتي در آن ها شركت مكردند. بسياري از آنان، براي نخستين بار در مسائلي غير از خانه و بچه داري شركت میجستند. در را هپيمايي هاي سراسري صف زنان با مردان، به جز درصف چپي ها، جدا بود، بنابراين آنان آزادانه میتوانستند براي نخستين بار در زندگيشان دست ها را مشت كرده و با تمام قدرت و توان شان فرياد بزنند و خشم فروخورد ه شان را در شعارهاي عدالت، استقلال و آزادي بيرون ريزند. مادراني كه سال هاي سال تنها تفريح شان در بازي با كودكان خردسالشان خلاصه میگشت، حال شور و هيجان بي سابقه اي در خود احسا س مي كردند. آنان به صحنه ي خارج از خانه راه يافته و در سرنوشت انقلاب و كشورشان نقش آفرين بودند. زناني كه تا حال خود را ابزاري در جهت وجود و رفاه خانواده میديدند، حال حركت انقلاب را رقم مي زدند. جنبشي كه حيرت جهانيان را برانگيخته، كه پشت حكومت ديكتاتوري شاهنشاهي هزاران ساله را لرزانيده بود، چون آتش فشاني طغيان مي كرد و تا فروپاشي رژيم شاهنشاهي پيش مي رفت.
    مردم منتظر مي شدند تا ساعت موعود در شب فرارسد و آنان به پشت بام ها و ايوان هايشان بروند و براي نور شعار دهند. صداي فريادها در تاريكي شب در هم مي پيچيد و لذت وصفناپذيري در قلب ملت مي آفريد. خاموشي هاي شبانه، حكومت نظامي، صداي رگبار مسلسل ها، وحشت و نفرت از دشمن ظالم را در آنان برمي انگيخت و باز دليلي بود بر نزديك شدن بيشتر آنان به يكديگر. ديگر آنان تك تك نبودند، هريك جزئي بود از جامعه اي بزرگ با يك هدف مشترك و با يك كُنش هماهنگ. همين احساس آنان را از گمگشتگي به در آورد و به آنان هويت بخشيد. هويتي يگانه، بزرگ و شرقي، هويتي اهورايي.
    ابتدا دانشگاه ها تعطيل گشت، بعد دبيرستا نها و پس از آن مدار س راهنمايي. بچه ها در حياط مدرسه جمع مي شدند و پس از سردادن شعار در خيابان ها به راهپيمايي مي پرداختند. ماشين هاي گشت كه نزديك میشدند، بچه ها به كوچه ها میدويدند و در گروه هاي چندنفره به خانه ها پناه میبردند. بچه ها تا حال سرگرمي اي به اين هيجا نبخشي نداشتند. هم از كلاس درس فرار و هم با دوستان دختر و پسر در بازي اي خطرناك و بنابراين هيجان آميز شركت مي كردند.
    شاه بايد میرفت. او ديگر جايي در قلب مردم وطنش نداشت. هنگامي نداي ملت را شنيد كه ديگر دير شده بود و ايرانيان لباس سفر را به تن او پوشانيده بودند . براي دومين بار عصيان ملت او را فراري داد، اما اين بار كسي دست او را نگرفت. اگر بيست و پنج سال پيش از آن، در نخستين فرار ش و قيام ملت، دولت هاي انگلستان و آمريكا به كمك او شتافتند و با پوند و دلار اوباشان بي مخ را عليه مردم بسيج، نخست وزير ملي را بركنار كردند و با ابزار ارتش دست به كودتا زدند. اين بار اما دولت قدرتمند آمريكا و نزديكترين دوست اين دوران بيست و پنج ساله ي او، دست ياري به سوي او بلند نكرد. سياست دوستي نمیشناسد، يكروز بر اسا س منافع خود دستت را مي گيرد و بالا میكشاند و روز ديگر آ نچنان رهايت میكند كه از بلندي در قعر زمين در مي افتي. شاه گريست و مردم بر اشك او پاي كوبيدند و شادي كردند. مردم با اعتماد به نفسي بي سابقه پنداشتند كه ديو را از سرزمين خود رانده اند و حال فرشته را انتظار مي كشيدند، فرشته اي كه زمان فرمانروايي اش فرارسيده بود و بايد ريشه ي ظلم و بي داد را از جاي درآورده و نهال عدالت اجتماعي را جاي آن میكاشت. فرشته اميدهاي بزرگ و روشني به مردم داده بود و مردم براي بازگشت او لحظه شماري كردند.
    فرشته آمد، پس از پانزده سال تبعيد از سوي شاه، به وطن بازگشت بي هيچ احساسي، بدون قطره اي اشك. سرشك شوق بر گونه هاي مردم جاري گشت. احساس پيروزي بر آنان چيره گشت و مشتهايشان به نشان پيروزي تغيير يافت. خيابان هايي كه فرودگاه واقع در غرب تهران را به گورستان جنوب شهر میپيوست، مملو از جمعيت بود. نخستين جايي كه فرشته براي ملاقات با مردم وطنش رفت، گورستان بود. شور و شوق ديدار رهبر انقلاب چنان ملت را فرا گرفته بود كه نشانه هاي الهي را در اين نخستين ديدار نيافتند. آخر او فرشته ي مرگ بود و خانه ي راستين او بهشت زهرا، گورستان بزرگ پايتخت كشور. فرشته ي مرگ به خانه ي خود بازگشته بود. چراغ خانه در ديدار سرور خود روشن گشت و عظمت و شكوه بی سابقه اي يافت.
    پاسي نينجاميد كه ارتش در ستيزي دو روزه با مردم، تسليم گشت و فرشته ي مرگ بر مسند قدرت نشست. پس از سرنگوني نظام شاهنشاهي و برقراري نظام مذهبي، گروه هاي كوچك و بزرگ جديد و قديمي، هر يك به شكلي مواضع خود را در موافقت يا مخالفت با رژيم مذهبي اعلام نمودند. گروه هاي چپ كه همانند ديگر هم وطنانشان در سرنگوني رژيم شاه شركت داشتند، سرخورده از نتيجه ي انقلاب، هنگامي كه ديدند هيچ گونه سهمي در قدرت ندارند و تنها روحانيون از انقلاب سود جسته اند، انقلاب را شكست خورده پنداشتند و به انقلاب ديگري دل بستند، به انقلابي باز هم ايدئولوژيك، اين بار اما نه اسلامي بلكه سوسياليستي.
    رهبر مذهبي حاكم كه خوش داشت تمام ملت را زير چتر خود داشته باشد، از اتحاد و وحدت كلمه سخن میراند. اتحادي كه به پذيرش او ختم میگشت و كوچكترين انتقادي، به معناي نفاق و نفي اين وحدت بود. اكثريت مردم او را میپرستيدند و به حكومت روحانيون دل بسته بودند. سخن او الهي مینمود و مردم نور ايزدي را بر پيشاني رهبرشان میديدند.

  3. آه اگر آزادی سرودی میخواند

  4. با درود
    آخرين اخبار و گزارش های خبری
    فیلترشکن‌های جدید
    اعتراض به دستگیری و کشتار مردم ایران را تشدید کنیم
    باز هم فيلتر شد
    تيتر آخرين مطالب به روز شدۀ وبلاگ ما می‌باشد، حضور و ابراز نظر شما، مايۀ دلگرمی و تلاش بيشتر ما خواهد شد.
    عزمتان استوار و رزمتان پايدار
    http://pishgaam.wordpress.com/

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: