حال آقای خامنه ای خوب نیست

خامنه ایمن به واقع نگران آقای خامنه ای هستم؛ نه؛ درست تر اینکه نگران ایران ام و دقیقا به همین علت، حال و روز کسی که بر ایران فرمان می راند؛ اسباب دلواپسی ام شده است. چرا؟ آخرین حرف ها و سخنان ولی مطلقه فقیه، بوی عقل، انصاف و اجتهاد ـ که اینها ظاهرا همگی از شرایط ولی فقیه هستند ـ نمی دهد؛ به واگویی های کسی می ماند که خود نیز دیگر خود را باور ندارد.

از همه اتفاقات بعد از کودتای 22 خرداد که بگذریم ـ از جمله اینکه ولی فقیه قبل از طی مراحل معمول قانونی به میانه پرید تا حکم برکشیده اش را رسمیت بخشد ـ این آخرین نطق را با هیچ منطقی نمی توان همسنگ کرد.یک به یک این نطق را بازخوانی کنیم.

آقای خامنه ای با«فضلاى گرامى، طلاب عزيز، اساتيد و مديران حوزه‌ علميه‌ قم» که« همه در اين جمع تشريف داريد و جمع ممتاز و كم‌نظيرى است» سخن می گوید.

حالا بگذریم از اینکه این «همه» خیلی هم «همه» نیستند،و خیلی هم«عزیز» نه،اما با فرض اینکه چنین باشد،می رسیم به سخنان ایشان که می گوید:»روز بيست و هفتم آذر – چند روز ديگر – روز پيوند يا وحدت حوزه و دانشگاه است. همه‌ اين مناسبتها براى ما كه كمربسته‌ تبليغ دين و ابلاغ حقيقت به دلها و ذهنها هستيم، مناسبتهاى مهم و درس‌آموزى است.»

سئوال:«کمر بسته تبلیغ دین و ابلاغ حقیقت» یعنی چه کسی؟آقای خامنه ای؟آقای احمدی نژاد؟شاید سید مجتبی که خواب رهبری می بیند یا سرداران سپاه؟کدام؟

ابلاغ حقیقت یعنی چه؟تایید ریاست جمهوری احمدی نژاد؟چشم بستن به روی رای میلیون ها ایرانی؟دادن حکم تا ابد نگفتن و ننوشتن به احمد زیدآبادی؟حکم بازگرداندن بیماران از تخت بیمارستان ها به زندان ها؟

رهبر «کمر بسته حقیقت» در ادامه از «روز مباهله» می گوید:» روزى كه پيامبر مكرم اسلام، عزيزترين عناصر انسانى خود را به صحنه مى‌آورد. …عزيزترين انسانها را انتخاب مي‌كند و به صحنه مى‌آورد براى محاجه‌اى كه در آن بايد مايز بين حق و باطل و شاخص روشنگر در معرض ديد همه قرار بگيرد….»

سئوال:آقای خامنه ای شما «پیامبر»ید و آقای احمدی نژاد و سردار نقدی و برادر طائب و برادر شریعتمداری و برادر سعید مرتضوی و برادرانی که به فرزندان ایران در کهریزک،تجاوز کردند،«عزیزترین عناصر انسانی»؟22 خرداد هم همان روزی بود که شما«عزیزترین عزيزان » خود را انتخاب کردید« آن هم با اين هزينه‌ سنگين»؟

رهبر حکومت اسلامی ادامه می دهد:»ما معممين يك امتياز داريم كه تبليغ روياروى و چهره‌به‌چهره مي‌كنيم. اين يك كار بى‌نظيرى است كه هيچ چيزى جاى اين را نمي‌گيرد؛ منبر رفتن، با مردم حرف زدن. … اين يك تأثيرى دارد، يك خلأئى را پر مي‌كند كه ساير دستگاه‌ها و شيوه‌هاى تبليغى اين اثر را ندارد. پس تبليغ مهم است و امروز ابزار اساسى است. ما هم يكى از شيوه‌هاى مؤثر تبليغ را در اختيار داريم.»

سئوال:آقای خامنه ای؛از کدام تبلیغ«چهره به چهره»حرف می زنید؟نکند منظورسخن گفتن در فضاهای دربسته و در محاصره سپاه و بسیجی و اسلحه باشد!تعریف چهره به چهره این است؟در شرایطی که برگزاری هر مراسم مذهبی،کابوسی شده ست برای شما و این«عزیزترین عزیزان»،امتیاز شما معممین چیست؟از کدام کارسازی سخن می گویید؟وقتی هاشمی رفسنجانی هم حق رفتن بر منبر ندارد و احمد جنتی بر محراب نماز جمعه شلتاق می کند و احمد خاتمی،این «شیوه موثر تبلیغ» که از آن سخن می گویید،کدامست؟

آقای خامنه ای! وقتی می گویید«دشمنان حقيقت دنيادارانند، قدرتمندانند، طواغيت عالمند؛ در طول تاريخ اين جور بوده است، تا آخر هم، تا زمانى كه دولت حقه‌ ولى‌عصر (ارواحنا فداه) ظهور بكند، همين جور خواهد بود»منظورتان کیست؟ آیت الله منتظری در حصر؟میرحسین موسوی که حتی امکان تماس آزاد با یارانش را ندارد؟آیت الله کروبی که هر جاهست،ماموران «عزیزترین عزیزان» شماهم هستند برای آنکه زهر چشمی ازاو بگیرند؟یا شاید دشمنان حقیقت، میلیون ها مردمی هستند که دست خالی در خیابان ها،شعار می دهند و پاسخ شعارهایشان را با گلوله و زندان و شکنجه می گیرند؟نکند به مجید توکلی اشاره دارید که از بس دشمن حقیقت بود،جان خود میانه گذاشت تا بگوید در برابر این استبداد باید ایستاد؟

ولی مطلقه فقیه! در سخنان خود،از صحرای کربلا رسیده اید به کربلای ایران:»مهمترين برهه‌اى و زمان و مكانى كه تبليغ، آنجا معنا مي‌دهد، جایى است كه فتنه وجود داشته باشد… در سطح داخل جامعه‌ خودمان كه نگاه كنيد، همين جور است. ….شما ملاحظه كنيد يك عده‌اى قانون‌شكنى كردند، ايجاد اغتشاش كردند، مردم را به ايستادگى در مقابل نظام تا آنجائى كه مي‌توانستند، تشويق كردند – حالا تيغشان نبريد؛ آن كارى كه مي‌خواستند نشد، او بحث ديگرى است؛ آنها تلاش خودشان را كردند – زبان دشمنان انقلاب را و دشمنان اسلام را دراز كردند، جرأت به آنها دادند؛ كارى كردند كه دشمنان امام – آن كسانى كه بغض امام را در دل داشتند – جرأت پيدا كنند بيايند توى دانشگاه، به عكس امام اهانت بكنند؛كارى كردند كه دشمنِ مأيوس و نوميد، جان بگيرد، تشويق بشود بيايد در مقابل چشم انبوه دانشجويانى كه مطمئناً اينها علاقه‌مند به امامند، علاقه‌مند به انقلابند، عاشق كار براى كشور و ميهنشان و جمهورى اسلامى هستند، يك چنين اهانتى، يك چنين كار بزرگى انجام بدهند. آن قانون‌شكنى‌شان، آن اغتشاش‌جوئى‌شان – تشويقشان به اغتشاش و كشاندن مردم به عرصه‌ اغتشاشگرى – اين هم نتايجش. »

آقای خامنه ای!آقای پیامبر!آقای امیرالمومنین! موسوی و کروبی،زبان دشمنان را دراز کردند یا شما که«با قانون شکنی» مردمان را به خیابان ها کشاندید؟اگر شما اجازه می دادید نمایندگان معترضین، نتیجه واقعی انتخابات را بررسی کنند و بلافاصله قلم تایید بر حکم «عزیزترین عزیزان» خود نمی کشیدید،این «اغتشاش» ها روی می داد؟اگر شما بردهان همیشه باز احمدی نژاد نمی کوبیدید که مردمان را«خس و خاشاک» نخواند،غرور جوانان ما چنین زخمی می شد؟شما، ولی مطلقه و فرزانه این همه خس و خاشاک نبودید؟نیستید؟اصلا وقتی در کشوری این همه خس و خاشاک هست و هر روز هم افزون تر می شود،معنی دیگرش این نیست که «پیامبر» زمان، کارش را نادرست انجام داده است؟«اينها ايجاد فتنه مي‌كند؛ يعنى فضا را فضاى غبارآلود مي‌كند»یاحمایت بی چون و چرای شما از باند امنیتی ـ نظامی حاکم برایران؟

گفته اید:» اهانت به عکس امام كار كمى نيست؛ كار كوچكى نيست.»حتی اگر بپذیریم چنین کاری از مردمان سرزده باشد ـ که چنین نیست ـ چرا در برابردیگر کارهایی که کوچک نبودند،سکوت کردید؟تجاوز به فرزندان مردم،کار کوچکی بود؟هر فقیه عادلی ـ نه؛هر انسانی ـ جای شما بود در این اندوه،به چله می نشست و خاک بر سر و صورت می پاشید؛شما چه کردید؟در همین لحظه،صورت نجیب مجید توکلی را پیش روی مجسم کنید که دوباره در دستان کسانی اسیرست که بار پیش، از شیوه استعمال شیشه برای ادب کردن او یارانش بهره بردند،و امروز خونی ترند؛کار امروز آنان«کارکوچکی»ست؟

آقای خامنه ای!شما خطاب به موسوی و کروبی و بالتبع،میلیون ها انسانی که با نشانه سبز فریادمی زنند:مرگ بردیکتاتور،می گویید:» اين عقلانيت است كه دشمنان اين ملت و دشمنان اين كشور و دشمنان اسلام و دشمنان انقلاب، شما را از خود بدانند و براى شما كف و سوت بزنند، شما هم همين طور خوشتان بيايد، دل خوش كنيد؛ اين عقلانيت است؟عقل اين است كه بمجردى كه ديديد برخلاف آن مبانى‌اى كه شما ادعايش را مي‌كنيد، چيزى ظاهر شد، فوراً خودتان را بكشيد كنار، بگوئيد نه نه نه، ما نيستيم؛… بكشيد كنار. انتخابات تمام شد. انتخاباتى بود، عمومى هم بود، درست هم بود، اشكالى هم نتوانستند بر انتخابات بگيرند و ثابت كنند…قانون، ملاك است، معيار است. چرا اينجورى ميشود؟ چرا؟ اين، هواى نفس است.»

آقای خامنه ای!کجای کارید؟همین اصرار شما بر قانونی بودن انتخابات است که موجب این«اغتشاش» شده.این انتخابات،درست نبود؛قانونی نبود؛انتصابی بود که در آن برای «عزیزترین عزیزان»شما هزار هزار برگ رای یکسان به صندوق ها ریخته شد؛ انتخاباتی بود که ده ها ابهام پیش روی مردمان گذاشت.انتخاباتی بود که رسیدگی به تقلب در آن را هم به متقلبان سپردید؛به قانون شکنان. این«هوای نفس» نبود؟اینجا«قانون،ملاک» بود؟

آقای ولی مطلقه فقیه!شما گفته اید که«من هيچ اعتقادى ندارم به دفع؛ اعتقاد من به جذب حداكثرى و دفع حداقلى است».تک تیراندازان حاضر در میدان های تهران،برای دفع آمده بودند یا برای جذب؟آنها که قلب فرزندان ایران را نشانه گرفتند،بعد در کالبد شکافی،به قساوت تیرها از تن آنان در آوردند،جنازه ها را به شرط عدم برگزاری مراسم به خانواده های داغدیده تحویل دادند،گریه مادران را تاب نیآوردند،برادران را دستگیر کردند ومی کنند…در حال«دفع»اند یا«جذب»؟

این«نظام، نظام الهى است» که در آن جای دانشجو،به بسیجی حقوق بگیر سپرده می شود و جای صاحب منبر،به احمد خاتمی و ملاحسنی و احمد جنتی؟

اگر«درهمين قضايا دانشگاه بسيار آزمايش خوبى داد» و نشان داد كه «توى صحنه است، آگاه است، بيدار است»چرا در دانشگاه لشگر پیاده کرده اید؟چطور با همه اینها هنوز دم از لزوم حفظ ارامش می زنید؟کدام آرامش؛همان که ماموران شما هر روز،برهمش می ریزند؟…

نه آقای خامنه ای؛شما حالتان خوب نیست؛ اگر خوب بود، می دانستید دستگیری دانشجو و میرحسین موسوی و کروبی و حبس و تبعید احمد زیدآبادی و انتقام گیری از عیسی سحرخیزچاره نیست.می دانستید این«خس و خاشاک»در مقابل چشم ماموران شما «ان‌شاءاللَّه نابود» نخواهند شد.می دانستیدآنکه در سرازیری نابودیست،آن حکومت گر بیماریست که قوه تمیز از دست بداده و افسار به دست سرداران «نقدی» سپرده که در پستوی خانه ها،نماز جمعه به امامت زنان برهنه برپا می دارند و در عیان،روسری بر سرمجید توکلی می کشند.شما اگر حالتان خوب بود،می دانستید،پایان داستان نزدیک است.صبح سبز.


این صفحه را به شبکه‌های جهانی‌ ارسال کنید:
Bookmark and  ShareBalatarin


نوشته خواندنی مسعود بهنود: قصه من و آقا

سخنان شجاعانه حشمت الله طبرزدی بر ضد خامنه ای و هوادارانش

نامه شدیداللحن دکتر سروش به خامنه‌ای

نامه سرگشاده یک دختر دانشجو به خامنه‌ای

آقای خامنه ای! مردم شما را نمی خواهند!

متن کامل نامه محسن سازگار به خامنه ای



یک پاسخ

  1. خاک بر سر شماها
    هر چند بیچاره هااز کل گنده های منافق وضدانقلاب اون ور آبی و منافقتون معلومه که بباید تابعینی چون شما داشته باشند!کاش فقط یک لحظه بهیاد میوردید که روز قیامت باید جواب بدید به خدا….

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: