برگی از بازجوئی سعید امامی؛ محرمانه ترین پرونده امنیتی و pdf

پاییز خونریز سال ۱۳۷۷ خورشیدی، حدود یکسال پس از پیروزی جنبش دوم خرداد، نخستین فرمان آتش از سوی تئورى پردازان مدیریت فقهی و برخی نئونظریه سازان دکترین مهدویت و قائلين به آموزه کشف ولی‌فقیه از سوی خبرگان و نصب از سوی امام زمان و لاضرور بودن مشروعیت حضرت ایشان، عمدتاً بر آمده از مدرسه نئوطالبانی به نام مریدان مکتب حقانی، با سلاخی ساختن دو تن از کوشندگان جامعه مدنی به نام داریوش و پروانه فروهر، صادر شد و با افزایش کشته شدگان دو نویسنده کمتر مشهور، شادروانان محمد جعفر پوینده و محمد مختاری، خزانی خفقانی تمام ایران را فرا گرفت.

در این میان به یمن وجود دولتی نسبتا مدنی و فرهیخته محور و صدای رسانه‌های نیمه باز که تازه زبان باز نموده بودند، خبرش را مستقیم مردم شنیدند. شنیدند که از سوی شخص رئیس جمهور اعلام شد که عده‌ای از عوامل خودسر در وزارت اطلاعات نظام جمهوری اسلامی، دست به چنین اقدام هولناک زدند و همو وعده نمود که این غده سرطانی و چرکین را خواهد خشکاند. ادامه ماجرا را که خوانندگان می‌دانند تا مرحله خودکشی‌ یکی‌ از متهمان به نام سعید امامی که مجری احکام واصله و واجبه آن‌ محافل فقهی‌ بود که اینبار واجب آمد که واجبی سر کشد تا واجبات و دانسته‌ها خاک شوند.

این پاراگراف صرفا نوشته‌ای بود تا رسیدن به آن‌هشدار که در تیتر پدیدار گردید و همه کوشندگان مدنی و سیاسی میباید، گوش به فرمان آن هشدار باشند تا تصادف ترسناک احتمالی‌این ماشین کشتار در راه، هزینه گزافی بر جای نگذارد. همینک با مرور بر گوشه‌ای از فرایند فرامین فقهی‌ آن‌ واقعه، مصادیق مشابهه و براهین مبرهنه در باز تولید احتمالی‌آن‌جنایت را باز میشکافیم:

برگی از بازجوئی  سعید امامی؛ محرمانه ترین پرونده امنیتی
جلد ۱۶ پرونده – صفحه ۳۸۴

«من از آغاز انقلاب تا به امروز سرباز گوش به فرمان نظام مقدس اسلامی و مقام ولایت بوده و هستم، هیچگاه بدون کسب اجازه و یا بدون  دستورات مقامات عالی نظام کاری انجام نداده ام. هرچه را که به صلاح نظام و اسلام دانسته ام به عنوان پیشنهاد به مسئولانم ارائه کرده ام. من خود را گناهکار نمیدانم. کسانی که حذف شده اند، مرتد، ناصبی و محارب بوده اند. حکم مجازات آنها مثل همیشه به ما تکلیف شده است و ما آنچه کرده ایم اجرای تکالیف شرعی بوده است نه قتل و جنایت.

حکم اعدام داریوش فروهر و پروانه اسکندری را به روال معمول همیشگی حجت الاسلام علی فلاحیان به من داد. احکام اعدام سایر محاربین قبلا” در زمان وزارت فلاحیان صادر شده بود.از مدتها پیش قرار بر این بود که عوامل مؤثر فرهنگی وابسته که توطئه تهاجم فرهنگی را در ایران پیاده میکردند و جمعا” صد نفر بودند اعدام شوند. حکم حذف ۲۹ نفر از نویسندگان از مدتها پیش مشخص و احکام قبلا” صادر شده بود که در مورد ۷ تن از آن عناصر احکام در دوره وزارت علی فلاحیان اجرا شده بود. وقتی حکم اعدام فروهر به ما ابلاغ شد پرسیدیم که تکلیف احکام معطل مانده اعضای کانون نویسندگان چه میشود که حاج آقا دری نیز گفتند هرچه سریعتر اقدام شود بهتر است. این بار نیز مثل ماقبل انجام شد با فرق اینکه بجای ابلاغ از سوی فلاحیان امور از طریق حاج آقا دری نجفآبادی هماهنگ میشد.هنگامی که بازجو از امامی سؤال می کند  که آیا اعدامها رویه امنیتی داشت و با حکم «حفظ نظام از واجبات است”  انجام میشد یا حکمهای موضوعی نیز داشت؟ سعید امامی پاسخی می دهد که شاید بتوان آنرا مهم ترین فراز بازجوئیهای وی تلقی نمود. وی در جواب میگوید :»  فلاحیان با وجود آنکه خود حاکم شرع بود، اما معمولا” و در موارد حساس احکام حذف محاربان را شخصا صادر نمیکرد».

او این احکام را از آیت الله خوشوقت، آیت الله مصباح، آیت الله خزعلی، آیت الله جنتی و گاهی نیز از حجت الاسلام محسنی اژه ای دریافت میکرد و بدست ما می داد.و ما فقط به آقایان اخبار و اطلاعات می رساندیم و بعد هم منتظر دستور می ماندیم. وقتی باخبر شدیم که حاج احمد آقا در جلسات خصوصی به مسئولان نظام و حتی به ولایت امر اهانت میکند، آنرا ارجاع دادیم و بلافاصله دستور آمد که همه رفت و آمدهای ایشان را زیر نظر بگیرید و از مکالمات و ملاقاتهای ایشان،ما هم بمدت یکسال همین کار را کردیم. متأسفانه حاج احمد آقا به راه یک طرفه بدی وارد شده بود که برگشت نداشت. وقتی دستور حذف حاج احمد آقا را آقای فلاحیان به من ابلاغ کرد مضطرب شدم وحتی به تردید فرو رفتم. دو روز بعد همراه با آقای فلاحیان به دیدار آیت الله مصباح رفتیم، آقایان محسنی اژه ای و بادامچیان هم آنجا بودند البته بعداحاج آقا خوشوقت هم از بیت آمدند آنجا و نظر جمع بر این بود که  نباید به کسانی که با ولی امر مسلمین خصومت میکنند،رحم کرد».

حال که همگی‌ همان اصحاب جمعند و همه آمرین و عاملین آن قتلهای زنجیره‌ای صاحبان منصب و کرسی داران قدرت، قطعاً وضعیت قرمز تر از قبل به نظر می‌رسد. در آن‌ایام اگر فلاحییان ازجنس شرع حجب ورزيد و يا حيا مينمود، همینک حلقه صدور فتوا از فقها ی پرده نشین به نظامیان بازاری رسیده است. اظهارات هفته گذشته سردار ذوالنور مبنی بر برای حفظ نظام میتوان واجبات دین را هم تعطیل کرد در این راستا قابل ارزیابی است. اگر در آن‌مقطع – بنابر مفاد بازجویی سعید امامی- برای حفظ نظام، یادگار بنیانگذار نظام، نیز قربانی میشد، در مقطع کنونی که پروژه قتل درمانی کلیدی دوباره خورد، کسانی‌ بیشمار در وضعیت خطرناک و زرد امنیتی قرار گرفتند. اعدام احسان فتاحیان  و تهدید آشکار فرماندهان ارشد سپاهی و كماندوهاى بى نشان واحد قتل‌های برون مرزی به تمامی کوشندگان سیاسی مدنی خارج از کشور،نمونه ایست از تصمیم سازان جوخه جدید کمیته قتل درمانی. افشای قتل‌های زنجیره از سوی دولت اصلاحات، نه تنها پایان پروژه کشتار را رقم نزد، بلکه صرفا یک دوره کوتاه مدت خاموشی بود که فرصت توان بخشی و نیرو سازی و وحدت رویه تمامی لایه‌های افراطی متمایل به قتل درمانی را فراهم ساخت.

شکل و دوره کشتار‌های سازمان نیافته به چهار دسته تقسیم میشوند، که در واقع دو دسته را می‌توان با یک عنوان اعدام‌های خاموش نامید و در ادامه روند کشتار دهه شصت میباشد.

دسته نخست قتل‌های زنجیره‌ای قبل از افشای رسمی‌از سوی دولت خاتمی است که عمدتاً در زمان هاشمی رفسنجانی صورت گرفته بود و در آن‌ میان از مفسر قرآن همچون حسین برازنده تا نویسنده صاحب نامی‌چون سعیدی سیرجانی را شامل میشد. قتل عام درمانی ناموفق گروهی از اعضاى کانون نویسندگان ایران که عازم ارمنستان بودند نیز در همین مقطع زمانی‌ قرار می‌گیرد.

دسته دوم که اوج شتاب گیری ماشین کشتار آنهم به منظور زهر چشم گیری از جامعه مدنی میباشد، همانی بود که ملت، آگاه گردیدند. فروهر‌ها ،مختاری ،پوینده، مجید شریف،و تنی دیگر از نویسندگان و فعالان سیاسی مدنی.

و اما دوره سوم به نوعی کشتار خاموش در مراکز بسته همچون زندان‌ها با اجرای نهاد‌های امنیتی موازی خارج از حیطه دولت خاتمی پدیدار شد و با روی کاری احمدی‌نژاد شدت یافت. اکبر محمدی، زهرا کاظمی، زهرا بنی یعقوب، ابراهیم لطف الاهى (سنندج)، ولى اله فیض مهدوی و عبدالرضا رجبی از سازمان مجاهدین خلق، امیدرضا میرصیافی وبلاگ نویس، یعقوب مهرنهاد (اعدام مشکوک، قتل زیر شکنجه قبل از اعدام) و کشته شدن مشکوک مرحوم امانی فعال هوییت خواه آذری همراه با برادرانش در این زمره میباشند.

اما دوران حاضر که در واقع پریود بی‌پایان این اپیزود تراژیک بوده، قتل درمانی و کشتار منتقدین و معترضین انتخاباتی، بی‌پرده به نمایش گذاشته شد و پس از یک سرکوب توام با کشتار همگانی عمدتاً نیرو‌های موسوم به «کف خیابان»، حال نوبت به لیست انتظار رسیده است. نگارنده این نوشتار که پیشتر در دولت اصلاحات کارشناس کشوری- مدنی وزارت کشور بود و همچنین در ایام حبس ، نخستین شاهد زنده قتل اکبر محمدی در اوین، نیک به خاطر میاورم که در هنگامه هول افزای ظهور غول قتل‌های زنجیره ای، پس از بازداشت عاملین قتل‌ها، لیست حدودا یک صد نفره‌ای با مهر به کلی‌ سری و محرمانه افشا شده بود که اسامی تعداد بیشماری از اسرای سبز در آن‌ لیست جای داشتند. جدای از صاحب نامانی چون دکتر سروش، شیرین عبادی، شمس الوأعظین و … که در آن صفحه سیاه به چشم میخورد، آقایان تاج زاده، رمضان زاده، بهزاد نبوی، لیلاز، زید آبادی، خانجانی، عطريانفر، طبرزدی، کدیور، اشکوری، مهاجرانی و کسانی‌دیگر نيز بودند  که نظر به گذشت زمان و احتمال فراموشی به منظور جلوگیری از هرگونه اشتباه احتمالی‌، نام های مطمئن را یادآور شدم.

فرم و شکل قتل به تناسب وزن موضوع مثلا لزوم امحائ آنى قربانى همانند پديده سعيد امامى و اخيرا روانشاد دكتر رامين پوراندرجانی و يا طول زمانى ميانمدت ،به دو دسته تقسیم میشوند. قتل‌های زمانبر که غالبا با دارو‌های مخصوص و افزودنی‌ها در نوشیدنی‌‌ها و غذای شخص شکار که در طول زمان یک  ماه تا حد اکثر یکسال به شکل بیماری سرطان و یا بيمارى صعب العلاج خود  را نشان میدهد و قتل آنی‌ و فوری‌فوتی که عمدتاً دارو‌های مرگ به گونه‌ای انتخاب میشوند که کمتر از یک شبانه روز و غالبا با نماد سکته قلبی و یا مغزی طعمه رابه کام مرگ میکشانند. دکتر رامین  پوراندرجانی پزشک وظیفه کمپ کهریزک نمونه قتل درمانی آنی‌ با عنوان سکته قلبی می‌باشد.

در پایان راقم این مقال،ضمن اظهار نگرانی‌نسبت به سلامتی و جان اسرای سبز به ویژه آقایان زید آبادی ،تاج زاده، نبوی، رمضان زاده و همچنین قبح شکنی اعدام‌های بى اتهام همچون قتل احسان، نگران جان زندانيان محکوم به مرگ از جمله محمدرضا علی‌زمانی، آرش رحمانی‌پور، ناصرعبدالحسینی ، حامد روحی‌نژاد،  شيركوه معارفى و رضا خادمی که نظر به نوشته پیشین و اشارات آشکار فرایند قتل‌های زنجیره‌ای و کشتار‌های سازمان یافته، احتمال  وقوع هر حادثه فاجعه بار و ضد انسانی‌ از این وضعیت نامعلوم، معلق و مبهم میرود. قطعاً تکلیف و مسئولیت زندانیان، مستقیم با مسئولین زندان و حتا در رده بالاتر رئیس قوه قضائیه و شخص رهبری نظام خواهد بود.

همواره آگاهی‌و دانش و استفاده از تجارب پیشینی بهترین ابزار دفاعی در مقابل تهدیدات و جنایات ساز مان یافته است.

جرس

رسانه شمایید



کتاب «گزارش قتل ها و اعترافات سعید امامی» نوشته عليرضا نوری زاده

نشر باران، سوئد
چاپ دوم ـ ۱۳۷۸، فوریه ۲۰۰۰
PDF ـ ۶.۵۴ مگا بایت

[Right-Click –> Save As]

بارگیری "اعترافات سعید امامی" نوشته علیرضا نوری زاد



پایان (شهید ؟) سعید امامی



سعید امامی، مردی که با داروی نظافت خودکشی کرد

بی بی سی: سعید امامی که در دهه گذشته و پس از افشای قتل های زنجیره ای به یکی مشهورترین چهره های امنیتی جمهوری اسلامی تبدیل شد،تا پیش از مرگ مبهم و جنجال برانگیزیش درافکار عمومی ایران ناشناخته بود.

نام سعید امامی اولین بار پس از مرگ مبهم او در بیمارستان لقمان تهران در شماره یکشنبه ۳۰ خرداد سال ۱۳۷۸ روزنامه کیهان منتشر شد.

این روزنامه از سعید امامی به عنوان»متهم اصلی پرونده قتلهای زنجیره ای نامبرد و خبرداد که «سعید امامی معروف به سعید اسلامی متهم اصلی پرونده قتل های مشکوک با غافلگیر کردن نگهبانان،خودکشی کرده است.»

این روزنامه از سعید امامی به عنوان»عامل مشکوک در ارتباط با بیگانگان» نامبرد و افزود «پیش از این حجت الاسلام نیازی رئیس سازمان قضائی نیروهای مسلح از وجود سرنخ هایی خبر داده بود که دخالت عناصر بیگانه در قتل های مشکوک را تائید می کرد.گفته می شود که نامبرده سعید امامی به عنوان عامل اصلی مشکوک درارتباط با بیگانگان بوده است.»

حجت الاسلام محمد نیازی رئیس وقت سازمان قضائی نیروهای مسلح به فاصله یک روز بعد طی گفتگویی با خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی ایرنا گفت:»با وجود مراقبت های ویژه ای که از سعید امامی یکی از عوامل اصلی و محوری این قتل ها به عمل می آمد،وی روز شنبه ۲۹ خرداد ۱۳۷۸ هنگام استحمام در بازداشتگاه با خوردن داروی نظافت خودکشی کرد».

نیازی اضافه کرد که «وی پس از اقدام خودکشی،ب لافاصله به بیمارستان منتقل شد ولی تلاش های پزشکی برای نجات وی موثر واقع نشد».

رئیس وقت سازمان قضائی نیروهای مسلح نیز سعید امامی را یکی از چهار عامل اصلی قتل های زنجیره ای معرفی کرد و گفت»عاملان اصلی با توجه به تحقیقات انجام گرفته مصطفی کاظمی،مهرداد عالیخانی،خسرو براتی و سعید امامی هستند.»

روزنامه ایران در شماره ۳۱ خرداد ۱۳۷۸ به نقل از محمد نیازی نوشت»با توجه به مدارک موجود و اعتراف های صریح سعید امامی،وی هیچ گونه راه فراری نداشت و اگر با این اتهامات به دادگاه می رفت حکم او اعدام بود.»

یک روز بعد کیهان باردیگر به نقل از رئیس سازمان قضائی نیروهای مسلح خبر داد که»براساس شواهد و قراين، سعيد امامي، هنگامي كه موضوع هدايت ودخالت بيگانگان درقتلهاي مشكوك تهران مشخص شد ومعلوم شد وي يكي از عوامل اصلي اين دسيسه بزرگ بوده است،اقدام به خودكشي كرد».

خودکشی سعید امامی با داروی نظافت را کمتر کسی باور کرد و تقریبا چهره های سرشناس هر دو جناح سیاسی بارها از»کشته شدن سعید امامی»سخن گفته اند.

به ادعای دوستان قدیمی سعید امامی و از جمله روح الله حسینیان نماینده فعلی تهران در مجلس»سعید امامی کشته شد تا طراحی قتل ها را به گردن او بیندازند.»

بسیاری از چهره های اصلاح طلب نیز بارها تاکید کرده اند که سعید امامی توسط دوستان سابق خود حذف شد تا آمران اصلی قتل های زنجیره ای را معرفی نکند.

سعید امامی معما یا واقعیت

سعید امامی از دانشجویان ایرانی مقیم امریکا در سالهای پایانی دوران پهلوی بود که به نوشته روزنامه کیهان با استفاده از نفوذ دایی اش که از مقام های ارتش شاهنشاهی بود با کسب بورسیه برای ادامه تحصیل به امریکا رفته بود.

در دوره دانشجویی او چندی در کنفدراسیون دانشجویان فعالیت می کرد اما پس از آن به انجمن اسلامی دانشجویان ایرانی در امریکا پیوست. سعید حجاریان در گفتگویی با عمادالدین باقی از ارتباط سعید امامی در ابتدای تشکیل وزارت اطلاعات با این وزارتخانه سخن گفته است. حجاریان که مسئولیت مصاحبه و گزینش سعید امامی در زمان سفر او به تهران به وی سپرده شد بود گفته است که پس از مصاحبه با سعید امامی به این نتیجه رسیده که وزارت اطلاعات باید از سعید امامی تنها به عنوان منبع یک طرفه استفاده کند و او را نباید به سمت های حساس در این وزارتخانه منصوب کنند.

سعید امامی در دوره وزارت محمد محمدی ری شهری در وزارت اطلاعات رشد کرد و به عنوان یکی از مدیران کل اطلاعات خارجی منصوب شد.با آغاز دوره وزارت علی فلاحیان،سعید امامی ۳۰ ساله معاون امنیت وزارت اطلاعات منصوب شد.

روح الله حسینیان از سعید امامی به عنوان یک نابغه امنیتی یاد کرده و گفته است «سعید امامی یک شخصیت مقتدر و قوی اطلاعاتی بود.»

سعید امامی به گفته روح الله حسینیان «اعتقاد داشت که مخالفان جمهوری اسلامی را باید از دم تیغ گذراند.»

سخنرانی سال ۱۳۷۴ امامی در دانشگاه همدان نیز این اظهارات را تائید می کند. امامی در این سخنرانی گفته بود «آنها می خواهند ریشه آخوند را بزنند. تفکر لائیسم می خواهد بنیان فکری ما را به هم بزند.»

سعید امامی ۱۶ مهرماه ۱۳۷۷ کمتر از یک ماه و نیم پیش از قتل های زنجیره ای پاییز ۷۷ در نامه ای به»مقام محترم وزارت» که بعدها در روزنامه سلام منتشر شد از محمد مختاری که کمتر از دو ماه بعد بدر جریان قتل های زنجیره ای کشته شد، نام برد و خطاب به دری نجف آبادی نوشت «فعالیت گسترده عناصری نظیر گلشیری،چهل تن،دولت آبادی،مختاری … برای مطرح نمودن کانون و ایجاد وجهه و پشتیبانی جهانی برای آن،مشکلات امنیتی را برای جمهوری اسلامی ایران و بخصوص وزارت به دنبال خواهد داشت.»

این نامه ای وقتی ۱۵ تیر ۱۳۷۸ در روزنامه «سلام» منتشر شد واکنش تند نهادهای قضایی را به دنبال داشت و دادگاه ویژه روحانیت که غلامحسن محسنی اژه ای (دادستان فعلی کل کشور) در آن زمان ریاستش را بر عهده داشت روزنامه «سلام» را به اتهام انتشار نامه محرمانه وزارت اطلاعات توقیف کرد.

سعید امامی بهمراه همسرش فهیمه درّی

حذف سعید امامی از پرونده قتلها

یکی از ابهام های اصلی که منصور سلطانی راد وکیل مصطفی کاظمی و مهرداد عالیخانی و ناصر زرافشان وکیل خانواده مقتولان پس از برگزاری دادگاه به نحوه رسیدگی قضائی وارد کردند «حذف کلیه اوراق بازجوئی از سعید امامی» و»حذف اوراق مربوط به نقش امامی» در قتل هاست.

ناصر زرافشان در سال ۱۳۷۹ گفته است: «حذف اقاریر و اظهارات متهم اصلی این پرونده که ریاست سازمان قضائی نیروهای مسلح یعنی کسی که رسما مسئولیت رسیدگی به این پرونده را داشته بارها در مصاحبه های خود او را «طراح اصلی» قتل ها معرفی کرده است چه معنایی غیر از پنهان کردن حساسترین بخش پرونده دارد؟»

مرتضی علیزاده طباطبائی وکیل ۱۶ نفر از عاملان قتل های زنجیره ای،از سعید امامی به عنوان»پمپاژ» و»چاشنی وزیر» نام برده اما گفته که سعید امامی»در این ۴ قتل دخالت مستقیم نداشته است.»

منصور سلطانی وکیل مصطفی کاظمی و مهرداد عالیخانی اما گفته است»در این که سعید امامی نفر اول در این داستان است هیچ کس شبهه ای ندارد»

او درباره حذف اقاریر و اعترافات سعید امامی از پرونده قتلهای زنجیره ای گفته است»من از آقای قاضی درباره اظهارات سعید امامی جویا شدم ایشان هم فرمود که شخصا اظهارات امامی را مطالعه کرده است که بیشتر در مورد خود او بوده است و از نظر جناب قاضی هم ضرورتی ندارد که این مسائل پر و بال داده شود.»

روابط با مقامات عالی رتبه

سال ۱۳۸۷ با گذشت ده سال از افشای قتل های زنجیره ای بخش هایی از مصاحبه فهیمه دری همسر سعید امامی با مرکز اسناد انقلاب اسلامی در سایت های نزدیک به دولت محمود احمدی نژاد با عنوان»مصاحبه همسر شهید امامی» منتشر کردند که از روابط نزدیک سعید امامی با بیت آیت الله خامنه ای یاد شده بود.

همسر سعید امامی در این مصاحبه ادعا کرد که در اواخر سال ۱۳۶۹ «سعید خانواده آقای خامنه ای را برای کاری برده بود لندن و دو ماه تمام با این خانواده زندگی کرد.»

علاوه براین همسر امامی از علاقه مجتبی خامنه ای به سعید امامی یاد کرد و گفت که»خود آقا مجتبی پسرآقا (داماد آقای حدادعادل) و مادر خانمشان شیفته اخلاق سعید شده بودند که حتی تا قبل از دستگیری سعید هم مرتبا خود آقا مجتبی زنگ می زد به سعید که چرا نمی آیی و با ما رفت و آمد نمی کنی؟»

همسر سعید امامی در گفتگو با مرکز اسناد انقلاب اسلامی ارتباط سعید امامی با اعضای بیت آیت الله خامنه ای را نشانه تائید او ارزیابی کرده و گفته است«اگر مسأله داشت، اگر لغزشی داشت بالأخره اينها می فهميدند. خانواده آقا شيفته تدين و و اخلاقش بودند.»

بی بی سی

رسانه شمایید



 


یازده سال گذشت: قتل‌های زنجیره ای پاییز هفتاد و هفت

سخنرانی جنجالی روح الله حسینیان در مورد قتل‏های زنجیره‏ای‏

استعفای پرادعای روح الله حسینیان (عالیجناب خاکستری) از نمایندگی

سالروز قتل پروانه و داریوش فروهر – همجنسی کهریزک و قتل‌های زنجیره‌ای

گزارش یک قتل ـ شادروان پزشک وظیفه رامین پوراندرجانی


Advertisements

3 پاسخ

  1. گفتمان ترکمن ها: برگی از بازجویی سعید امامی

  2. انقلاب سبز مردم ایران ـ بخشی از اسناد فوق سری بازجوئی سعید امامی

  3. ممنون

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: