یادی از استاد پورداوود پدر فراموش شده ایرانشناسی و تاریخ ایران

آرامگاه پدر ایرانشناسی و تاریخ معاصر ايران، مهجور و خاک گرفته افتاده است

۲۷ آبان ۱۳۸۸، چهل و یک سال از درگذشت دانشمند، پژوهشگر و چکامه سرای بزرگ ایران می گذرد.
در قلب شهر رشت ، در سبزه میدان ، کوچه ای قدیمی و پر رفت و آمد که به محله قدیمی آفخرا منتهی می شود ، اتاقی غبار گرفته و مهجور توجه رهگذران را به خود جلب می کند . این آرامگاه از آن ِ کیست و چه رازی در آن نهفته است ؟

این پرسش رهگذران ِ بسیاری ست که گذرشان به آن مسیر افتاده و چشم هایشان سر در این اتاق ِ غبار گرفته و مرموز را دیده است ؛ جایی که نوشته شده : استاد ابراهیم پور داوود . هر روز  خیلی ها با بی تفاوتی از برابرش عبور می کنند ، بی آنکه بدانند یا حتی کنجکاو شوند چه کسی در آن اتاق آرمیده است . حکایت ِ غریبی ست ، حکایت ما مردم قدر نشناس …

آرامگاه چنین دانشمند بزرگی در قلب شهری فرهنگی خاک گرفته و مهجور مانده و برابرش و روی تاقچه اش پوست موز و تخمه به چشم می خورد و شور بختانه ساختمان ِ کناری آرامگاه » اداره آموزش و پرورش ناحیه یک رشت » قرار دارد که آن هم گهگاهی پرده ها و پلاکارد های شادباش و تسلیت را بر روی دیوار و در آرامگاه استاد نصب می کند و خوب نقش ِ آموزش و پرورش را ایفا می کند !

نام ِ هیچ خیابان یا کوچه ای در شهر به نام استاد نمی یابی ، پیش از انقلاب خیابانی به نام استاد بود که آنهم بعد از انقلاب به رسالت تغییر نام داد . بولتن نوروزی شهرداری رشت از همه نام می برد جز استاد که افتخار ِ رشت و گیلان است و این دید ِ حاکمیت به چنین استوره بی همتایی ست . اما ما مردمی که باید قدردان ِ افتخار شهرمان باشیم چه کرده ایم ؟ فرهنگ ِ جمکرانی این مردم تا کی ادامه خواهد داشت ؟ افسوس …

با روشن كردن شمعی در كنار آرامگاه استاد پورداوود, بيست وهفتم آبان ساعت ۱۸ يادش را گرامي مي داريم.

روانش شاد و يادش گرامي باد

۲۵ آبان ۳۷۴۶
رشت


رندگینامه استاد (رشت، 15 اسفند 1264– تهران، 27 آبان 1347)

آرزويم‌ شناساندن‌ ايران‌ باستان‌ است‌ به‌ فرزندان‌ كنونی‌ اين‌ سرزمين‌ و از اين‌ راه‌ مهر و علاقه‌ای‌ نسبت‌ به‌ اين‌ مرز و بوم‌ برانگيختن‌ و به‌ ياد پارينه، به‌ آبادانی اين‌ ديار كوشيدن (استاد پورداود)

بی گمان استاد شادروان فرزانه ابراهيم پور داوود را می توان يکی از ابر مردان تاريخ اين سرزمين آريايی ناميد. او که از شمار نام آورانی ست که به فرهنگ و ادب ميهن کهنسال ما ـ ايران ـ خدمت های شايان کرده است با آفرينش يادواره های ارجمند و بی مانند از خويش نام ايران را جاودانه ساخته است. نام آن انوشک روان هماره ماندگار وستودنی بر تارک دفترهای زمانه ی ما باز می تابد.

پوشيده نيست که به روزگاری بلند، بخشی سترگ از تاريخ و فرهنگ ما در زير خاکستر فراموشی نهفته بود. از آن همه يادگارهای فرخنده، ما به پاره ای آگاهيهای سست افسانه وار دل خوش می داشتيم و از پيشداديان و کيانيان و گبر و مجوس ياد می کرديم و از آن نيز پنداری ديگرگون داشتيم. حتا از روزگار ساسانيان که نزديکترين دوران تاريخی نزديک به ماست، در نا آگاهی به سر می برديم. بی خبر از آنکه پودمانهای سازنده ی اين شهرآيين (تمدن)، ديرينه و از عامل های بنيادين دگرگونی و پيشرفت فرهنگ و شهرآيين اسلامی و مايه ی اعتلای آن بوده است.

ابراهيم پور داوود به روز رام از اسپند ماه ۱۲۶۴ خورشيدی در سبزه ميدان رشت زاده شد. پدرش حاجی داوود از بازرگانان بود و هنوز کوی آرامگاه استاد و پدر و برادرشان به نام کوی حاجی داوود بازخوانده می شود. استاد را در پنج سالگی به مکتب سپردند و پس از مکتب به مدرسه ی حاجی ميرزا حسن در مسجد صالح آباد در سبزه ميدان رفت. در ۱۲۸۴ با يکی از برادران و استاد خويش به تهران آمد و نزد ميرزا حسين خان به آموختن پزشکی پرداخت. پس از چندی آهنگ بيروت کرد و از راه قم و کرمان شاه و بغداد و ديدار يادواره های باستانی بی ستون و ايوان کسرا نوشيروان (تاق بستان) و کاخ شيرين که بهره ای ژرف در وی نهاد، و سپس به بيروت رفت و زبان و ادبيات فرانسهآموخت. وی درين زمان نام خانوادگی پور داوود بر خود نهاد و خاندان وی در گيلان داوود زاده نام گرفتند، که اين برابر بود با هنگامه ی رستاخيز فرهنگی ايرانيان به رهبری بزرگ مرد تاريخ معاصر ايران، رضا شاه کبير.

پور داوود به سال ۱۲۸۳ يزدگردی روزنامه ی «ايرانشهر» را در پاريس گشود. اين روزنامه در چهار برگه، سه برگه ی آن به زبان فارسی و يک برگه ی آن به زبان فرانسه بود و چون جنگ جهانگير درگرفت، کار آن روزنامه نيز به فرجام گراييد. پور داوود با شور خدمت به ميهن به بغداد آمد و روزنامه ی «رستخيز» را گشود. در مهر ماه ۱۳۰۴ خورشيدی با همسر و تنها دخترش وارد هندوستان شد و بخش هايی از ادبيات مزديسنا و گزارش اوستا را گسترش داد. در دانشگاه ها و انجمن های فرهنگی در زمينه ی زبان و شهرآيين ايران باستان به سخن رانی پرداخت که همه ی سخنرانی هايش در دفتری به نام «خرمشاه» گردآوری و پخش شده است.

استاد به خورداد ماه سال ۱۳۰۷ به اروپا باز گشت و کار پژوهش را در گزارش اوستا پی گيری کرد. «تاگور» چامه سرای نامدار هندی که به سال ۱۳۱۱ خورشيدی به همراه «دينشاه ايراني» به ايران آمده بود، از دولت ايران خواست که پورداوود استادی تدريس فرهنگ و تمدن ايران باستان در دانشگاه «وی ويسو بهاراتی» در شانتی نيکيتان برگزيند. بدين روی پور داوود از دولت ايران به هند رفت.

پور داوود بنيان گذار آموزش های ايران باستان بود، شور و انگيزه ای که خود داشت در ديگران نيز نمود می يافت. درسال هايی که به آموزش می پرداخت، انگيزه به فراگيری زبانها و ادبيات باستانی ايران را در بسياری دلها بيدار کرد. استاد در دانشگاه تهران، افزون بر دوره ی کارشناسی و دکترای زبان و ادبيات پارسی، در دانشکده ی حقوق، در کلاس سوم قضايی «حقوق در ايران باستان» را آموزش می داد. دانشگاه تهران شستمين سالگرد زادروز استاد را در سال ۱۳۲۴ خورشيدی جشن گرفت، و شايد نخستين بار يود که جشن نامه ای به کوشش شادروان دکتر معين به نام استاد در ايران بخش گرديد.

استاد پور داوود در بيست و پنجمين کنگره ی خاور شناسان که به سال ۱۳۳۹ در مسکو برپا گرديد، سرپرستی انجمن ايرانی را بر دوش داشت. در بيست و ششمين گنگره ی خاورشناسان که به سال ۱۳۴۳ در دهلی هندوستان به پاشد، دولت هند استاد را به سرپرستی بخش «ايران شناسي» برگزيد، و دانشگاه دهلی به بزرگداشتی همه سويه، دکترای افتخاری به او هديه کرد.

پاپ ژان پل ششم رهبر کليسای کاتوليک به پاس خدمات گرانبهای استاد پور داوود به جامعه ی بشريت به روز ۶بهمن ماه ۱۳۴۴.

استاد پور داوود در نخستين فرهنگستان ايران عضويت داشت و سرپرستی انجمن ايران شناسی و آموزشگاه آن را، که خود بنياد نهاد بود با او بود.

از ويژگی های يادواره های استاد، نثر روان و شيوا و دلپذير اوست که همگان بدان خستو اند. استاد پور داوود به توانايی های زبان پارسی آگاهی دارد و از آن بجای خود بهره می گيرد، اما پافشاری در سره نويسی ندارد. او به درستی می داند که پافشاری در پرهيز از آوردن واژه های تازی که هزار سال بر سر زبان ما بوده، و سخنوران ما دريادواره های دلنشين خود از آن سود جسته اند، از توانايی زبان فارسی کاستن است.

يادواره های پورداوود همگی برخوردار از پشتوانه های استوار است:

در «گزارش اوستا»، استاد از شش سد يادواره ی پارسی و تازی و آلمانی و فرانسوی و انگليسی، بيرون از زبان های باستانی ايران، و در ميان ديگر يادواره های خود بر همين سنجش از آغازه و سرچشمه ی بسيار سود جسته است. در «هرمزدنامه» گذشته از جستارهايش، پيرامون چهار سد و پنجاه واژه گفتگو کرده است. در «فرهنگ ايران باستان»‌ گفتارهايی در باره ی «ميهن» ئ کاربردهای آن در اوستا و نام های شهرها و ادبيات فارسی آمده است. «دساتير» گفتاری بی مانند است درباره ی آيينی ساختگی در هند که مايه ی گمراهی بسيار در کار واژه نويسی شده است و استاد در اين زمينه پيشگام بوده است.

از دانش کم مانند استاد سخن گفتن براستی دشوار است. او انسانی وارسته و بی نياز و آزاده بود. و در گفتار و کردار شرمين و مهربان و آهسته. در دلبستگی های خود استوار می بود و با سياست و ارباب سياست کار نداشت.

پارسيان هند و زردشتيان ايران خود را هماره وام دار خدمت های با ارج استاد می دانستند و بر آن بودند به هر گونه بتوانند پاداشی نثار استاد کنند. وارستگی و آزادمنشی استاد چندان بود که راه بر خواهش آنان می بست و مجال طرح نمی داد. از آرزوهای آنان برآوردن آرامگاهی باشکوه همچون آرامگاه فردوسی برای پورداوود بود. استاد آن را نيز نپذيرفت.

کالبد پاک استاد به روز ۲۸ آبان ماه ۱۳۴۷ با پُرسه ی باشکوه مردم گيلان و دانش آموزان در کنار پدر و برادرانش در کوی حاجی داوود سبزه ميدان به خاک سپرده شد. خاک بر او خوش، و روان تابناکش از بخشايش ايزدی برخوردار باد.

برخی از يادواره های استاد:

گزارش اوستا ـ  يادداشت های گات ها ـ ايرانشاه (تاريخ مهاجرت ايرانيان (پارسيان کنونی) به هند) ـ خرمشاه (گفتارهايی در باره ی آيين و کارنامه و زبان ايران باستان) ـ پوراندخت نامه ـ  گفت و شنود پارسی ـ فرهنگ ايران باستان ـ هرمزد نامه ـ‌ آناهيتا ـ  بيژن و منيژه ـ  فريدون

رسانه شمایید


۱) http://www.savepasargad.com
۲) http://www.savepasargad.com/Nov.08/Pourdavood-zandeginaameh.htm



Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: