پرچم سفید فرمانده کودتا

khamenei02بلاگ سهرابستان: خامنه ای شکست کودتا را خیلی زود اعلام کرد، گرچه کودتای 22 خرداد از پیش شکست خورده بود. سخنرانی وی در چهارم شهریور، برای بسیجیانی که بنام دانشجو به دیدارش رفته بودند، در حکم اعترافاتی بود که توسط فرمانده کودتا بیان می شد.

خبر این دیدار با تاخیر و محتویات این اعترافات با ویرایش چندین باره دفتر رهبری پخش گردید و سعی شد از شدت ضعف و ترس موجود در این اظهارات کاسته شود، اما آنچه سرانجام از این دیدار منتشر شد بی شباهت به بالا بردن پرچم سفید و اعلام شکست نبود.
تلاش مذبوحانه رهبر در این سخنان بیشتر برای کم رنگ کردن نقشش در سرکوبهای اخیر و بنوعی فریب دادن افکار عمومی از طریق ابراز بی گناهی و بی اطلاعی بود. وی اعتراف کرد که در حوادث پس از انتخابات تخلفات و جنایاتی اتفاق افتاده که با آنها با قاطعیت برخورد خواهد شد، اشاره خامنه ای به جنایات کهریزک و حمله وحشیانه به کوی دانشگاه تهران بود.
خامنه ای همانند فردی حرف زد که دو ماه گذشته را در بیهوشی بوده و ناگهان بهوش آمده و با خروج از کُما متوجه بروز جنایاتی شده که لاجرم باید با آنها قاطعانه برخورد گردیده و مسببین آن به مجازات برسند. حتی اگر خامنه ای دو ماه گذشته را در ایران نبوده باشد، در هر گوشه دنیا که بوده باشد، باید بخوبی همانند دیگر مردم دنیا از جنایات رخ داده مطلع شده باشد. این ادعا که وی دو ماه در بیهوشی مطلق بوده و هیچ از این جنایات با خبر نشده بقدری مضحک است که حتی خود دفتر رهبری هم برای چگونگی انتشار این توجیهات سرگیجه گرفته بود.
حتی اگر خامنه ای ادعای آلزایمر و فراموشی هم داشته باشد باز اینگونه افاضات پذیرفتنی نیست، برای جبران آلزایمر، دفتر رهبر می تواند محتوای دستورات قبلی وی در جلسات محرمانه با فرماندهان کودتا و همچنین سخنان علنی وی در جلسه با نمایندگان کاندیداها در تاریخ 26 خرداد و نماز جمعه 29 خرداد را برایش یادآوری و نوار آنها را برای وی نمایش دهد تا این فراموشی برطرف و رهبر یادش بیاید که چه گفته است و مسبب این جنایاتی که مدعی است چه کسی می تواند باشد.
اولین سنگ را خود خامنه ای بطرف مردم پرت کرد و با ارسال پیامی غیر معمول در صبح 23 خرداد، در حالیکه وزارت کشور هنوز نتیجه نهایی آراء را اعلام نکرده بود و هنوز هیچ مرجع قانونی مندرج در قانون اساسی سلامت انتخابات را بررسی و اعلام نکرده بود، آراء احمدی نژاد را 24 میلیون و انتخابات را صددرصد صحیح اعلام کرد. این اولین تحریک بسیار توهین آمیز برای نادیده گرفتن آراء و نقش مردم در انتخابات بود.
خامنه ای نه آلزایمر دارد و نه در کُما بسر می برده است، وی باید دقیقاً یادش باشد که پس از اعلام راهپیمائی گسترده از انقلاب تا آزادی برای 25 خرداد و پیش بینی شرکت میلیونی معترضین در آن، در جلسه ای که برای چاره جویی نزد وی تشکیل شده بود، شخص خودش اظهار فضل نمود که «چشم اسفندیار توطئه چینان دانشگاه تهران است و باید این چشم فتنه را کور کنید». این عین جمله خامنه ای در آن جلسه نحس است و او بود که فرمان حمله شبانه و بیرحمانه به کوی دانشگاه را صادر کرد تا بخیال خودش جلوی راهپیمائی میلیونی مردم در 25 خرداد را بگیرد. فرماندهانی که در آن جلسه شرکت داشته اند بعد ها به دیگرانی که دلیل اینهمه خشونت در حمله به کوی را پرسیده بودند پاسخ دادند که تاکید رهبر بود که به کسی رحم نکنید، اینها «جلودارهای دشمن» هستند. این لفظ جلودارهای دشمن را این اشخاص از خودشان در آورده اند؟
در این حمله، خامنه ای از شرورترین افراد و قمه کشها استفاده کرد، از نیروهای لباس شخصی انصار که تحت امر خودش هستند و همچنین مداحان قمه کشی که در قساوت و وحشیگری از انصار هم جلو زده اند. همه این جانیان تحت حمایت نیروهای ویژه ضربت نیروی انتظامی شبانه چنان جنایتی را در کوی دانشگاه آفریدند که زبان از بیان آن عاجز است. چگونه خامنه ای آن جلسه را از یاد برده است؟ آیا گریه کردن احمدی مقدم فرمانده نیروی انتظامی و همچنین گزارش محرمانه محصولی وزیر کشور در ان جلسه را هم از یاد برده است؟
بعد از اینکه جنایت کوی دانشگاه نتوانست جلوی راهپیمائی میلیونی مردم را بگیرد خامنه ای بلافاصله با احساس خطر شدید از اوضاع، اقدام به دعوت از نمایندگان کاندیداها کرد تا ظاهراً حرفهای آنها را بشنود. وی در این جلسه گفت : «جلسه بی‌نظیری است، رفقای دیروز و رقیبان امروز همگی جمع شده‌ایم. ما در چهار راهی پُرترافیك گرفتار شده‌ایم. در ترافیك هم همه اعصاب‌ها بهم می‌خورد. اما باید از آن عبور كنیم. مگر وقتی خاتمی با 20 میلیون رأی پیروز شد مردم!! عصبانی نبودند. مسئولی آمد و گفت انتخابات را ابطال كنید من به او تشر زدم كه هنوز از من گله‌ مند است. امكان تقلب نیم درصدهم وجود ندارد. حتی اگر لازم شد صندوق‌هایی را بازشماری كنند. اما من مطمئن هستم كه نتایج عوض نخواهد شد
خامنه ای باید باز هم یادش بیاید که اصل این جلسه بر اساس این اعتقاد که مکر و حیله را باید با مکروحیله پاسخ داد تشکیل شد، وی این جمله را در جلسه ستاد کودتا در پاسخ به اعتراض برخی از اعضاء مبنی بر اینکه برگزاری چنین جلسه ای با نمایندگان کاندیداها موجب پُررو شدن مخالفین خواهد شد گفته بود. قصد خامنه ای از این جلسه که سعی داشت با نشان دادن خضوع و خشوع مصنوعی و هم سطح نشاندن سایرین بر روی صندلی و نه بر روی زمین، این بود که بنوعی کاندیداها را به آمادگی رهبر برای مذاکره و چانه زنی امیدوار نموده و مجدداً ابتکار عمل را پس از راهپیمایی میلیونی مردم بدست بگیرد. تحولات روزهای بعد و تجمع میلیونی در میدان توپخانه نشان داد که مردم حسابی برای مانورهای رهبر باز نکرده و مسیر خود را می روند.

خامنه ای با از دست دادن کنترل اعصاب خود، در نماز جمعه 29 خرداد اقدام به خودزنی کرد. وی قبلاً نیز در بین روحانیت محبوبیتی نداشت ولی با توجه به اینکه در خطبه های نماز جمعه احمدی نژاد را بر هاشمی ترجیح داد، مرتکب خطایی نابخشودنی از دید روحانیت شد. روحانیون بدون توجه به شخصیت خود هاشمی، از اینکه اینگونه یک فرد غیر معمم بر یک روحانی معمم در یک تریبون عمومی ترجیح داده شود خشمگین شدند. همچنین خامنه ای مجبور شد برای اولین بار نقاب از چهره برداشته و بطور صریح رودرروی مردم قرار گیرد. خطبه های وی فقط برای انتقام جویی از مردم و تحریک نیروهای نظامی به کشتار مردم تنظیم شده بود. دیگر نشانی از آن ادعای پدر ملت بودن وجود نداشت و آن رهبر فرزانه در حد یک شیپورچی جنگ تنزل مقام پیدا کرده بود. با وجود اینکه خطبه ها را از روی نوشته می خواند ولی سردرگمی و پراکنده گویی و روان پریشی در سراسر متن مشهود بود. از اوباما گلایه کرد که چرا قبل از انتخابات نامه دوستی می دهد ولی حالا جانب اغتشاشگران را می گیرد، به طرفدارانش اخطار داد که اینها به خیابان آمده اند تا قصه گرجستان را تکرار و حکومت را عوض کنند و دست آخر هم به مردم هشدار داد که اگر باز به خیابان بیایند خونشان بر گردن آنهایی خواهد بود که از آنها خواسته اند راهپیمایی کنند. در آن شرایط بسیار حساس، خامنه ای با رذالت تمام، بجای حرکت در مسیر آرام کردن اوضاع و حفظ جان مردم، برای تحریک هر چه بیشتر نیروهایش به خشونت و کشتار، نمایش مضحک اشگ ریختن و ناله سر دادن را اجرا کرد. از همان لحظه هوای شهر بوی خون گرفت.
اگر خامنه ای شوی جمعه 29 خرداد را بیاد نمی آورد فیلم و نوار آن موجود است تا یکبار دیگر ببیند که در آنروز چه نقشی داشت و چگونه با حرفهایش قمه جلادان را تیز کرد تا روز بعد و روزهای بعد راحتتر سر بِبُرند.
علیرغم تظاهر به آلزایمر، خامنه ای باید مراجعه پدر شهید روح الامینی بهمراه یکی از مسئولین کشور به دفترش را بیاد داشته باشد که تقاضای ملاقات با وی را داشت، او از رئیس دفترش خواست که با آنها ملاقات کرده و به ایشان اطمینان دهد که سفارشات لازم در مورد محسن روح الامینی از سوی رهبر انجام خواهد شد. آنموقع محسن هنوز زنده بود و بشهادت نرسیده بود، معلوم نیست که سفارشات رهبر چه بود که شهید محسن را با دهان خرد شده تحویل پدرش دادند.
خامنه ای آیا یادش رفته که در هشتم تیرماه حسین طائب فرمانده سرکوبگران بهمراه فرمانده اردوگاه کهریزک به او مراجعه و در مورد حکم دستگیرشدگان پرسیدند و او پاسخ داد که آنها در حکم محارب و مرتد هستند و نباید کوچکترین ترحمی به آنها کرد. طائب پس از آن در جمعی خصوصی از رهبر نقل قول کرده بود که اگر این معترضین زمان شاه گیر ساواک افتاده بودند به همه آنها باطوم وبطری نوشابه استعمال می کردند تا برای همیشه شعار دادن بر علیه حکومت یادشان برود. واقعاً خامنه ای یادش رفته که چنین رهنمودی داده یا اینکه مدعی است برداشت دیگران نادرست بوده است؟ وقتی شخصی در مقام رهبر به گرگهای زیردستش چنین جمله شنیعی را می گوید چه منظوری دارد؟ ذوب شدگان در ولایت فقیه نیز با شنیدن این جمله از زبان رهبرشان مرتکب جنایاتی در زندانها شدند که نام سیاهشان را هر چه بیشتر متعفن کرد.
چرا وقتی یکی از مقامات عالی قوه قضائیه موضوع تجاوز در زندانها را با خامنه ای مطرح کرده بود وی با ریشخند پاسخ داده بود که خوب باید بفهمند که مبارزه درد دارد! آیا گفتن این جمله را هم فراموش کرده است؟
آیا خامنه ای از یاد برده است که همه مدیران وزارت اطلاعات به پخش اعترافات ساختگی اعتراض و تحلیل ستاد کودتا مبنی بر هدایت اعتراضات توسط کشورهای خارجی را رد کرده و بحث کودتای مخملی را غیر واقعی دانسته بودند؟ پاسخ رهبر آیا بجز اخراج دسته جمعی آنها بود؟
‏خامنه ای در شب اول محرم سال ۱۳۷۵ برای فرماندهان سپاه سخنرانی خصوصی کرد و مردم را بهعوام و خواص تقسیم کرده و گفته بود که خواص باید حکومت ‏کنند و عوام تبعیت. مگر جز این است که ریشه همه این جنایتهایی که وی از برخورد با آنها دم می زند همین طرز تفکر حکومت خواص بر عوام می باشد؟ وقتی وی این سخنان باصطلاح سری را در پادگان امام حسن بیان می کند باید در نظر داشته باشد که ممکن است برخی پیدا شوند که آن جلسه را ضبط کنند و بیرون ببرند. اگر شدت آلزایمر سبب می گردد که وی سخنرانی سری در مورد حق حاکمیت خواص بر عوام را یادش نیاید شاید پخش نوار آن کمکی به یادآوری بنماید؟
خامنه ای حتی در این اعلام شکست نیز دست از لجاجتش با مردم برنداشته و جنایات کوی دانشگاه و کهریزک را بدلیل اینکه مردم سبب شده اند آبروی نظام (خامنه ای) در دنیا برود را موجه می داند و می گوید: «سازماندهی اعتراض ها به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری منجر به هتک آبروی نظام در مقابل ملت ها شد و عده ای سعی دارند به جای این موضوع، نحوه برخورد با زندانیان در بازداشتگاه کهریزک و حمله به کوی دانشگاه را به عنوان موضوع اصلی مطرح کنند. هتک آبروی نظام در مقابل ملتها مسئله اصلی است نه «کهریزک یا کوی دانشگاه»
ضمن اینکه با بیان برخی کلمات چنان خود را بی آبرو می کند که باور کردنش سخت می نماید. وی بدون اینکه از جان باختن جوانان این کشور ابراز ناراحتی کند می گوید: «تعداد کشته شدگان در ناآرامی ها معدود بوده و اینگونه مسائل نباید با مساله اصلی بعد از انتخابات خلط مبحث شود.»
باید به مادر ندا و سهراب بگوئیم برای چه اعتراض دارید؟ یک فرزند شما که بیشتر شهید نشده، آنهم که معدود است و جای اعتراض ندارد، لطفاً خون این فرزند معدودتان را با مساله اصلی بعد از انتخابات که همانا هتک آبروی خامنه ای بوده مقایسه نکنید! خامنه ای توجه ندارد که حتی یک شهید هم بسیار زیاد است و هر شهیدی امید و هستی یک خانواده است که سوخته و پرپر شده ولی از دید «رهبر باعاطفه» تعداد شهداء معدود بوده است. بد نیست خامنه ای در ادامه حداقل مشخص می کرد که اگر چه تعدادی را کشته بودند از نظر وی معدود حساب نمی شد.
لازم نیست آقای محسن رضایی برای تجاوز در زندانها عزای عمومی اعلام کند، برای همین اظهارات رهبر باید عزای عمومی اعلام کرد.
مگر همین محسن رضایی در نامه ای بتاریخ 16 مرداد 88 ننوشت که: «اگر شهداء امروز زنده بودند به ما می گفتند که به نام ولایت به خوابگاهها نریزید.»؟ شما این نامه را در آن تاریخ نخواندید؟ آیا محسن رضایی که با فرماندهان نظامی صحبت و دلیل حمله به کوی دانشگاه را از آنان پرسیده و با این پاسخ مواجه شده بود که اینکار بدستور رهبری انجام شده، همین موضوع را در نامه اش مطرح نکرد تا شما پاسخی به این ادعای فرماندهانتان بدهید؟ آنموقع در ایران نبودید یا بهوش نبودید؟ آنوقت بناگاه در 4 شهریور متوجه فاجعه کوی دانشگاه شده و می گوئید: «در حادثه كوی دانشگاه تخلفات بزرگی انجام شده كه پرونده ویژه ای برای آن تشكیل شده تا مجرمان بدون توجه به وابستگی سازمانی، به مجازات برسند.»!!
آیا فردی که با اینهمه تاخیر متوجه اتفاقات جاری در کشور شود می تواند صلاحیت رهبری را داشته باشد؟
خامنه ای در 13 مرداد در مراسم شبیه به عزاداری تنفیذ دست نشانده خود احمدی نژاد گفت که اعتراضات مردمی تحت هدایت و برنامه ریزی دشمنان خارجی بوده و این ادعا بر اساس اطلاعاتاست. کجا رفت این اطلاعات محکم که ناگهان در 4 شهریور می گوید: « من، پیشقراولان حوادث اخیر را به دست نشاندگی بیگانگان از جمله امریكا و انگلیس متهم نمی كنم چرا كه این موضوع برای من ثابت نشده است.»!!
رهبری که ظرف 20 روز ادعای متقن خود را نقض و 180 درجه عکس آن موضع می گیرد آیا تعادل روانی دارد؟ آیا نمی شنود که هر روز در بیدادگاههایی که بدستور خودش برگزار می شود نعره می کشند که رهبران اغتشاشات از انگلیس و آمریکا دستور می گیرند؟
چرا خامنه ای ناشیانه طرح کودتا را خودش تائید می کند و می گوید: «اصل حوادث خیلی خلاف انتظار نبود اما اشخاصی که وارد صحنه شدند خلاف انتظار ما بود.»!! به چه دلیلی اصل حوادث برای وی قابل پیش بینی بوده؟ مگر انتخاباتی که بقول خود وی کاملاً سالم بوده و حتی امکان نیم درصد تقلب هم در آن نبوده باید با ناآرامی و تظاهرات خیابانی مواجه شود؟ آیا اکثریتی که احمدی نژاد را انتخاب کرده اند فردای روز رای دادن پشیمان شده و به خیابانها می ریزند؟ رهبر باید توضیح دهد که چرا حوادث پس از انتخابات برای وی خلاف انتظار نبوده است و وی که بروز این حوادث را می دانسته، در مقام رهبر، که برای حفظ جان این مردم و حفظ آرامش کشور سوگند خورده، چه اقدامات پیشگیرانه ای برای جلوگیری از این حوادث و ریخته شدن خون بیگناهان انجام داده است؟
چرا خامنه ای اینقدر اسیر فرضیه حکومت خواص بر عوام شده است که می پندارد واقعاً با مردم عوامی طرف است که فاقد هر گونه درک و شعوری هستند و هر چه او بگوید را باید بپذیرند؟
اگر از دید وی واقعاً حمله به کوی دانشگاه جنایت بوده چرا باز هم در این افاضات اخیرش دانشجویان را تهدید می کند که از «طرح دشمنان برای ایجاد اختلال در کار علمی دانشگاهها» پرهیز نموده و در اعتراضات شرکت نکنند تا دانشگاهها برای مدتی تعطیل نشود؟ وی خطاب به دانشجویان می گوید:«همه مراقبت کنند در این مسائل سیاسی کوچک و حقیر، کار علمی دانشگاه‌ها و کلاس‌ها و مراکز تحقیقاتی دچار آسیب نشود و هدف آشکار و مشخص دشمن برای اینکه حداقل مدتی دانشگاه‌ها را به تعطیلی و تشنج و اختلال بکشاند محقق نگردد.»
وی وحشت زده اضافه می کند که دشمنان در حوادث اخیر تودهنی و سیلی خورده اند «اما هنوز ناامید نیستند و ماجرا را رها نمی‌كنند.»
آری مردم ایران ماجرا را رها نکرده و نخواهند کرد.
اما براستی پشت پرده این ترس و وحشت رهبر و این عقب نشینی آشکار و سخنان مفتضحانه چیست؟ گزارشات بسیار زیادی از دستگاههای امنیتی مبنی بر گسترش نفرت و نارضایتی در بین اقشار مختلف مردم و امکان بروز موجی از تظاهرات و اعتصابات، همزمان با بازگشایی دانشگاهها و مراکز تحصیلی، می رسد و همچنین اعتراضاتی که در بین نیروهای مسلح و روحانیون در حال گسترش است و جنایاتی که هر روز برملا شده و دامن رهبر را بیشتر از پیش در این جنایات می کشاند. به تعبیر برخی از بالاترین عناصر نظام، اوضاع به انفجار اجتماعی نزدیک شده و نظام قادر به کنترل حوادث قریب الوقوع ماههای آینده نخواهد بود. تظاهرات مردمی بسرعت فراگیر شده و اعتصابات کارگری نیز بصورت زنجیره ای این موج را تقویت خواهد کرد. کابوسی که برای آن راه حلی بنظر نمی رسد.
رهنمود رهبر برای عواملش این بوده که حداکثر ملایمت با کشورهای خارجی و حداکثر سرکوب و خشونت با مردم در داخل کشور، تا می توانید به خارجیها امتیاز بدهید تا ما را در سرکوب داخلی راحت بگزارند.
این سخنرانی اخیر نیز بنا به اصرار نزدیکان رهبر صورت گرفته تا بلکه با قربانی کردن برخی مهره های نظام بتوانند مردم را تا حدودی آرام کنند. کاریکاتوری از اقدامات شاه در ماههای پایانی حکومتش که دستور دستگیری هویدا نخست وزیر سابق، نصیری رئیس ساواک، نیک پی شهردار تهران و شماری دیگر از مقامات بلند پایه را صادر کرد تا همه تقصیرات را به گردن آنها انداخته و رژیم را نجات دهد. لیست قربانیان خامنه ای شامل چه افرادی است؟ افراد بلند پایه ای که به دستور شاه زندانی شدند آنقدر به او وفادار بودند که حتی بعد از زندانی شدن نیز کلمه ای بر علیه شاه نگفتند ولی زیردستان خامنه ای هنوز دستگیر و محاکمه نشده در جلسات خصوصی همه تقصیرات را بر گردن وی انداخته و اوضاع کنونی را حاصل رفتار اشتباه و خودخواهانه او می دانند، حال اگر زندانی شوند چه خواهند کرد و چه اسراری را افشا خواهند نمود؟
خامنه ای اگر اصرار دارد عذرهای بدتر از گناه وی را کسی باور کند حتی در صورت پذیرش افاضاتش و اینکه جنایات کوی دانشگاه و کهریزک بدون نظر و اطلاع وی صورت گرفته باز هم از رهبری عزل است. رهبری که همه قدرت و همه مملکت دستش باشد و اینهمه وزارت اطلاعت و اطلاعات سپاه و حفاظت اطلاعات و اطلاعات بیت رهبری داشته باشد و فرمانده کل قوا باشد و همه افراد مورد اعتماد خودش را به فرماندهی نیروهای مسلح و نیروی انتظامی گماشته باشد و نفهمد که می خواهند به کوی دانشگاه حمله کنند و نفهمد که سالها است جهنمی بنام کهریزک وجود دارد و نفهمد که زندانیان را شکنجه کرده و به آنها تجاوز می کنند، بدلیل بی عرضگی و بی لیاقتی و عدم توان اداره کشور، خودبخود عزل است.
اگر این اعترافات رهبر دروغ و برای فریب مردم باشد که بر اساس اصل 132 قانون اساسی، صلاحیت خود را از دست داده و دیگر رهبر نیست و اگر هم به فرض محال راست گفته باشد باز هم بر اساس همان اصل قانون اساسی فاقد صلاحیت رهبری و معزول است. احتمال دیگری که وجود دارد این است که رهبر دچار آلزایمر شدید باشد و واقعاً بیاد نمی آورد که چه گفته و مرتکب چه اعمالی شده و چه دستوراتی صادر کرده و مسبب اصلی و فرمان دهنده این جنایات خودش بوده است. در این خصوص باید جهت اطلاع رهبر و همدستان وی عرض کنم که بعد از پیروزی مردم و برقراری دمکراسی در ایران، چوبه های دار و جوخه های اعدام و سلولهای انفرادی و اطاقهای شکنجه، برای همیشه در تاریخ این کشور، برچیده و تعطیل خواهند شد و مسببان جنایات علیه مردم، در زندان وقت کافی برای رفع آلزایمر و بیاد آوردن واقعیات خواهند داشت.

___________________________
توضیح: اطلاعات مورد استفاده در این مقاله از منابع موثق و قابل اعتماد بدست آمده و صحت آنها برای نویسندگان این وبلاگ محرز می باشد. برای حفط امنیت منابع این اخبار، ناچاراً فقط از بخشی از اطلاعات رسیده استفاده گردیده است.


شبکه‌های جهانی‌


آیت‌الله خامنه‌ای: مسئله اصلی کهریزک و کوی دانشگاه نیست!



http://sohrabestann.blogspot.com

Advertisements

2 پاسخ

  1. خامنه ای که همه چیز داشت
    «قدرت» ,» ثروت» , به قول خودشان «محبوبیت» و «آخرت» که شبها براش پس انداز می کردو نماز شب می خوند.
    پس عقده چی رو داشت که اینجوری به جون مردم افتاد و این دنیا و اون دنیاش رو به باد داد.

  2. اينجا ايران است… رهبرش ،رهبر مستضعفين جهان است. قوت غالب مردم نان است. بهاي نان،به قيمت جان است. ثروتش براي فلسطينيان است.دانشگاهش ،ستاره باران است. جاي روشنفکرانش ، زندان است. هر که فرياد بزند ،از کافران است. سکوت نشانه مسلمان است. شرکت در راهپيمايي بزرگترين نشانه ايمان است.انچه روز به روز ارزان ميشود جان انسان است

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: