گزارش روز از تظاهرات پس از تنفیذ

مردم: شکنجه، اعتراف، دیگر اثر ندارد
جلال کیهان منش
درست چند ساعت پس از برگزاری مراسم تنفیذ محمود احمدی نژاد، مردم تهران و چند شهر دیگر به خیابان ها ریختند تااعتراض خود را به انتصاب وی و همچنین مواضع آیت الله خامنه ای اعلام کنند. این در حالی بود که در بیشتر خیابان ها، به فاصله هر چند متر ماموران امنیتی و نظامی ایستاده و در میانه خیابان ها هم لباس شخصی مشغول مانوروحشت بودند؛ مردم اما بلند تر از هرروز فریاد می زدند: مرگ بر دیکتاتور.

در حالی که هیچ برنامه از قبل تعیین شده ای وجود نداشت، عصر دیروز مردم با حضور در خیابان ها نسبت به تنفیذ حکم ریاست جمهوری احمدی نژاد برای چهار سال دیگر توسط  رهبر حکومت اسلامی اعتراض کردند. بعد از این مراسم که بسیاری از چهره های رسمی حکومتی نیز در آن حضور نداشتند، خیابان های اصلی شهرهای کشور، به ویژه تهران، به اشغال نیروهای امنیتی ـ نظامی درآمد. با این حال از حدود ساعت 6 عصر، مردم دسته دسته در امتداد خیابان ولی عصربه راه افتادند. ماموران پلیس در میدان ولی عصر تلاش کردند با پرتاب گاز اشک آور و شلیک تیر هوایی مردم را متفرق کنند، اما این برخورد موثر واقع نشد چرا که هم مردم  عصبانی به نظر می رسیدند و هم نیروهای پلیس خسته. گفته می شود به همین علت حدود 700 نفر از اعضای پلیس و لشکر 10 سپاه تهران تقاضای انتقال به واحد دیگری را کرده اند.

در میدان ونک نیز وضعیت مشابهی حاکم بود؛ ماموران پلیس چند بار از مردم خواستند خیابان ها را ترک کنند تا «آنها نیز بتوانند به خانواده خود برسند». یکی از مامورین از فرط عصبانیت کلاه کاسکت خود را به زمین کوبید و با فریاد گفت: «بابا به خدا ما هم خانواده داریم. استراحت می خوایم».

او که لباس چرمی  ـ فلزی سیاه رنگ ضد ضربه پوشیده بود به حدی عصبانی بود که دو تن از همقطارانش او را کشان کشان به درون یک  خودروی «ون» بردند.

اما در دیگر نقاط تهران هم وضع به همین صورت بود ودرگیری های گسترده ای در میدان ونک، ولیعصر، میرداماد، تخت طاووس و خیابان ولی عصر روی داد، اما کانون تجمع و درگیری بیشتر در محدوده میدان ونک تا خیابان جام جم [محل صدا و سیمای جمهوری اسلامی] بود.  این درگیری ها باعث شد تا خیابان ولی عصر تقریبا مسدود شود و بوی دود و گاز اشک آور حتی در میدان ولی عصر هم حس شود.

اما ماموران امنیتی بیشتر در میدان انقلاب و خیابان انقلاب تا چهار راه  ولی عصر و در میدان هفتم تیر و خیابان های اطراف تجمع کرده بودند. آنها در میدان ولی عصر علاوه بر حضور در پیاده رو  ها در محوطه در دست احداث خط سوم مترو نیز تجمع کرده بودند تا در صورت لزوم وارد عمل شوند. در اطراف میدان ولی عصر نیز تعداد زیادی خودروی پلیس  پارک شده بود. چنین وضعیتی در بلوار کشاورز تا خیابان کارگر نیز حکمفرما بود.

در میدان ولی عصر، که مرکز آموزشگاه های خصوصی و فروشگاه پوشاک است، پلیس با حضور در تمام مغازه ها و  آموزشگاه ها امکان پناه دادن به کسانی که مامورین امنیتی قصد بازداشت آنها را داشتند، می گرفت.  دکه های سیگار فروشی این میدان هم به طور کلی جمع شده بود تا مردم نتوانند از آنها سیگار بخرند. بیشتر این سیگارها برای بهبود سوزش ناشی از استنشاق گاز اشک آورمورد استفاده قرار می گرفت. همچنین دیروز تمام سطل های آشغال در طول خیابان ولی عصر از  سر انقلاب تا پارک وی جمع شده بودند تا تجمع کنندگان از آنها برای آتش زدن استفاده نکنند. پیش از این و در روز های گذشته مردم پس از شلیک گاز اشک آور اقدام به آتش زدن لاستیک اتومبیل و یا سطل های اشغال می کردند تا سوزش ناشی از شلیک گاز اشگ آور را خنثی کنند.

ماموران در مقابل صدا و سیمای جمهوری اسلامی تجمع بیشتری  داشتند تا مانع ورود احتمالی مردم به داخل ساختمان صدا وسیما شوند. با این حال مردم در برابر ساختمان صدا و سیما بیش از نقاط دیگر متمرکز شده و یکصدا شعار می دادند: «مرگ بر دیکتاتور». «شکنجه، اعتراف، دیگر اثر ندارد.»

ورود نیروهای تازه نفس

تجمع دیروز تا پاسی از شب ادامه داشت و حضور ماموران نیز هر لحظه بیشتر می شد. از اواخر وقت دیروز به علت تعدد مراکز اعتراضی، ماموران «بسیج ادارات» هم دوباره وارد عمل شدند. این ماموران که همگی لباس شخصی با جلیقه بسیجی پوشیده بودند، با چماق به مردم حمله می کردند و آنان را مورد ضرب و شتم قرار می دادند اما با هجوم دستجمعی مردم می گریختند و در پناه ماموران رسمی ماوا می گرفتند.

از تعداد بازداشتی ها و مجروحین دیروز اطلاع دقیقی در دست نیست، اما به گفته شاهدان تعداد زیادی بازداشت و زخمی شده اند.

تجمع دیروز در حالی برگزار شد که اعتراض بزرگ و سراسری مردم ایران روز چهارشنبه  و همزمان با تحلیف احمدی نژاد در مجلس، در میدان بهارستان برگزار خواهد شد. این تجمع به دعوت حامیان موسوی و کروبی برگزار می شود.

تجمع بعدی نیز روز پنج شنبه همزمان با برگزاری جلسه دوم دادگاه عطریانفر و ابطحی در مقابل دادگاه انقلاب در تقاطع شریعتی- معلم برگزار خواهد شد.

سایت خبری موج سبز در باره این روز ها می نویسد: «این سه روز را در خانه ننشینید. سکوت نکنید. فرصت را از دست ندهید. هر کاری که می‌شود، علیه کودتا و دولت پادگانی و رئیس‌جمهور تقلبی انجام دهید.»



http://www.roozonline.com

Advertisements

6 پاسخ

  1. آیه 11 سوره رعد است که می فرماید «ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا بانفسهم»، (خدا وضع و حال هیچ قومی را عوض نخواهد کرد مگر آنکه انسانها به خودشان وضع و حال خودشان را تغییر دهند.)
    حضرت امام خميني مي‌فرمايد: «ولايت فقيه امتدادي است از حاكميت معصومان و عبارت است از حاكميت فقيه عادل كه صفات علم و فقاهت و تقوا و زهد و كارداني و مهارت در وجود او محقق گرديده است كه همه اين ويژگيها او را از استبداد و ديكتاتوري بازمي‌دارد.» ايشان اين معنا را با سخن خود چنين مورد تأكيد قرار مي‌دهد: «اسلام ديكتاتوري را محكوم و رد مي‌كند و ولايت را از حاكمي كه مي‌خواهد با ديكتاتوري حكومت كند، ساقط مي‌سازد حتي اگر آن حاكم فقيه باشد. اگر فقيه و حاكم از چهارچوب صفات علم و عدالت و گرفتن حق مظلوم از ظالم خارج شود، ولايت او خود به خود ساقط مي‌گردد.» حضرت امام (ره) فرمود : «جانم فدای تک تک این ملت».

  2. با اين همه دروغ و توهين اگر سكوت كنيم حماقت خودمون و نشون داديم

    • مرگ بر خونریز

      چه سید علی چه محمود چه چنگیز

  3. بسه دیگه بابا همه مردمو خسته کردید. مشکل شماها اینه که فقط حرف کسایی که به مزاجتون خوش میاد میشنوید. وگرنه می فهمیدید که مردم از این مسخره بازی های شما بیش تر از هر چیز دیگری ناراحت وعصبانی اند. به قول خودتون ایران فقط تهران نیست.

  4. از حرکت باز نمی ایستیم تا آخر هستیم

  5. فراخوان عظیم ترین راهپیمایی تاریخ چهارشنبه 14 مرداد 9 صبح – میدان بهارستان مقابل مجلس ايران فقط تهران نيست ، تمام شهرهاي ايران بپا خيزيد. … ايراني باغيرت يکبار ديگر حماسه بسازيم هموطنان عزیز بهتر است دیگر دست از سر این اعترافات دروغین و ساختگی برداریم و به اطلاع رسانی گسترده و سریع برای دوشنبه 12 مرداد ماه بپردازیم. باور بفرمایید تمام این خیمه شب بازیها به خاطر این است که مردم را در کما فرو ببرند و اینها همه برگ آخر بازی کثیفشان است. مگر ما نمیدانستیم اگر این اقایان بدون شکنجه پی به اشتباهاتشون بردند و به رهبری ایمان اوردند ، چرا این روش های مهربانانه رو با بقیه اجرا نمی کنن تا همه متوجه اشتباهمون بشیم؟ تهران :ونک …… شيراز : فلکه گاز ( بلوار ارم – فلکه نمازي )…. مشهد : پارک ملت ( بلوار سجاد – فلکه احمد آباد)… اصفهان : سي و سه پل ( چهارراه نظر – ميدان فيض)… تبريز : چهارراه آبرسان (ميدان دانشسرا –ميدان قونقا )… گرگان : خيابان شاليکوبي ( بلوار ناهارخوران )… اهواز : چهارراه نادري ( زيتون کارمندي – فلکه سوم کيانپارس)… اروميه : ميدان مرکزي (آ خيابان خيام )… يزد : چهارراه دولت آباد ( ميدان اميرچخماق)… بندرعباس : مقابل مجتمع ستاره جنوب ( ميدان وليعصر)… رشت : سه راه حاجي آباد ( اول پارک شهر ، دوم ميدان لاکاني)… بوشهر : ميدان امام ( خيابان مطهري)… اراک : ميدان باغ ملي ( دروازه تهران)… کرمانشاه : ميدان جوانشير ( چهارراه جوانشير)… قم : ميدان سعيدي ( ميدان مطهري)… قزوين : ميدان آزادي (ميدان عارف قزويني)… اردبيل : چهارراه امام (آميدان آزادي)… همدان : ميدان امام (ميدان بوعلي)… ايلام : ميدان امام (چهارراه جمهوري)… کرمان : ميدان آزادي (ميدان باغ ملي)… خرم آباد : ميدان آزادي ( پارک شريعتي)… سنندج : ميدان اقبال ( پارک استقلال)… بيرجند : ميدان دوم رحيم آباد ( ميدان اول)… بجنورد : روبروي مجتمع ارم (چهارراه مخابرات)… ساري : سه راه قارن ( فلکه ساعت)… سمنان : ميدان معلم (ميدان مطهري)… ياسوج : ميدان هفت تير ( پارک چمران)… زاهدان : پاساژ قائم ( ميدان آزادي)… زنجان : سبزه ميدان (حسينيه اعظم)… شهرکرد : ميدان فردوسي ( چهارراه بازار)… ما پيروزيم…..چون بيشماريم…….ما قدرتمنديم ….چون بسياريم………………… دوشنبه 12 مرداد – ساعت 6الي 8 راهپيمايي و پياده روي آرام از ميدان ونک تا ميدان وليعصر. چهارشنبه – 14 مرداد تجمع ميليوني بهارستان-مجلس وقت کم است . سریعتر اطلاع رسانی کنید بیانیه شماره ١ کمیته هماهنگی خبررسانی جنبش سبز: ساعت و محل تجمعات اعتراضی 14 مرداد خبرگزاری سبز ایران”، پایگاه مرکزی “کمیته هماهنگی خبررسانی جنبش سبز” که برای ایجاد هماهنگی خبری و با حضور جمعی از فعالین در داخل و خارج کشور تشکیل شده، دیروز با صدور اولین اطلاعیه خود، ساعت و محل گردهمایی های روز 14 مرداد، همزمان باتحلیف محموداحمدی نژاد( ان) را اعلام کرد. این کمیته که بیانیه های آن درسایت وروزنامه “سبز” منتشر می شود، در بیانیه خود خطاب به “ایرانیان، رهروان جنبش سبز” نوشته است: “کودتاچیان برای تحلیف رئیس دولت کودتا ـ محمود احمدی نژاد- روزچهارشنبه ١٤ مرداد را انتخاب کرده اند که مصادف است با سالگردانقلاب مشروطیت. کودتاچیان می خواهند سمتی را که با کودتابدست آورده و برای حفظش خون پاک جوانان ایران رابر زمین ریخته اند در روز انقلاب آزادی تطهیر کنند. پاسخ ایرانیان و رهروان جنبش سبز به این ترفند جدید رئیس جمهور غیر قانونی یک « نه» دیگر است. “ چارشنبه روز تاریخی جنبش مشروطه ایران است . صدو سه سال پیش پدران ما با مایه گذاشتن از جان و مال خود اولین جنبش آزادی بخش ایران را به موفقیت رساندند و راهی برای برون رفت ایران از قرون وسطی باز کردند . امروز فرزندان آن پدران برای تکمیل آن مبارزه تاریخی و نجات ایران از اهریمن سیاهی که بر آن تسلط یافته با آمادگی کامل برای شهادت و فداکاری برای نسلهای آینده ایران زمین به میدان آمده اند . چهارشنبه 14 مرداد تاریخ را رقم خواهیم زد. برای بزرگداشت این روز و مخالفت با تحلیف پینوشه کوتوله کودتا چی از 9 صبح در میدان بهارستان تجمع خواهیم کرد تا به نمایندگان دروغین ملت نشان دهیم ملت با تحلیف دولت کودتا مخالف است . اگر میدان را با تدابیر امنیتی بسته باشند در خیابانهای اطراف گرد خواهیم آمد و مقاومت انقلابی ملت ایران را به نمایش خواهیم گذاشت و از موسوی خواهیم خواست دولت قانونی خود را تشکیل دهد. ضمنا آنان که نمیتوانند مستقیما در تظاهرات شرکت کنند سعی کنند در محل کار خود ، در کارخانه ها ، ادارات ، بازار و شرکتهای دولتی و خصوصی دست به اعتصابی یک روزه بزنند و یا کم کاری کنند . در ادامه این بیانیه، جمع بندبرنامه های متعددی که برای روز چهارشنبه از سراسر ایران به ” کمیته هماهنگی” رسیده، به صورت زیر به همگان پیشنهاد شده است: ١٤ مرداد ١٣٨٨ محل تجمع تهران: میدان بهارستان شهرستانها: درمقابل بازار اصلی شهر ساعت: ٩ صبح در صورت اشغال مناطق یاد شده، تجمع در میادین اصلی شهرها و محلات مختلف برپا خواهد شد. “کمیته هماهنگی”، دعوت رهروان جنبش سبز همچنین در این بیانیه خواسته مردم از “رئیس جمهور منتخب، میر حسین موسوی و مهدی کروبی و محمدخاتمی برای پیوستن” به آنان در میدان بهارستان را هم اطلاع این سه نفر رسانده است. سسسسسسسبز با این رژیم چه باید کرد؟ اکبر گنجی نامه نوشته شده به کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل منتشر خواهد شد تا همه ایرانیان آن را امضاء کنند. باید کاری کرد که زمامداران سرکوبگر رژیم نتوانند به خارج از ایران سفر کنند. باید کاری کرد که اگر آنها پای خود را به خارج نهند، با خطر بازداشت مواجه گردند. نباید اجازه داد که احمدی نژاد در شهریور در اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک شرکت کند. تحریم کالاهای روسی و چینی، برگزاری تظاهرات در سراسر جهان در برابر سفارت خانه های این دو کشور، اجتماع انبوه در زمان اجلاس مجمع عمومی در برابر سازمان ملل و … برخی از ارکان این طرح است بخش سوم: اهداف و روش ها اشاره: دو یادداشت پیشین هنوز دارای ابهاماتی است که باید روشن گردد. یادداشت حاضر بدنبال روشن کردن برخی ابهام هاست. 1- مسأله اصلی،آرمان اصلی: مسأله ی تاریخی ما مسأله ی استبداد است. تاریخ بلند ما، تاریخ نظام های خودکامه بوده است. هدف و آرمان ما، گذار مسالمت آمیز ایران به نظام دموکراتیک ملتزم به آزادی و حقوق بشر و کثرت گرایی است. سنت و ادبیات موج سوم گذار به دموکراسی نشان دهنده ی آن است که گذار مسالمت آمیز محصول میزهای مذاکره، آشتی ملی،مشارکت همگانی، کمیته های حقیقت یاب ملی، “ببخش و فراموش کن” یا “ببخش و فراموش نکن” بوده است. اگر مردم، فعالین سیاسی و مدافعان حقوق بشر شیلی هدف خود را معطوف به اجرای عدالت و مجازات ژنرال پینوشه می کردند، گذار به دموکراسی ناممکن می شد.اپوزیسیون شیلی در میز مذاکره پذیرفت که در برابر برگزاری انتخابات آزاد، ژنرال پینوشه به مدت ده سال فرمانده کل قوا و به طور مادام العمر نماینده مجلس سنا باشد. چگونه می شد به پینوشه و کل دستگاه سرکوبگرش گفت: شما فرایند گذار مسالمت آمیز به دموکراسی و انتقال قدرت را بپذیرید، ما هم پس از پیروزی همه ی شما را محاکمه و مجازات(زندان و اعدام) خواهیم کرد؟ این داستان، داستان افریقای جنوبی، لهستان، چک و اسلواکی بود. نلسون ماندلا پس از مذاکرات طولانی و دستیابی به پیروزی، خطاب به همه ی مردم گفت:”آنچه گذشته است، گذشته است. ببخش و فراموش نکن”. واسلاو هاول با تجربه ی سال ها زندان، خطاب به مردم گفت:” همه ی ما در جنایات رژیم توتالیتر مشارکت داشتیم”. هاول به مردم گفت از امروز باید به فرایند خشونت پایان داد. همین داستان در لهستان تکرار شد. لخ والسا، واسلاو هاول، ماندلا، و… بدنبال دموکراسی بودند، نه انتقام و خشونت. تجربه ی گذار به دموکراسی ربع آخر قرن بیستم در پیش چشم ماست. چشم بستن بر این تجربه، فرو افتادن در دور باطل خشونت است. داستان سیراب کردن عطش انتقام را یک بار ما تجربه کرده ایم، در آن فضای به شدت رادیکال و چپ زده ی پس از انقلاب 57 ، تقاضای انسانی مهندس مهدی بازرگان در خصوص محاکمه ی عادلانه ی سران رژیم پیشین نه تنها گوش شنوایی نیافت، بلکه لیبرالی، امپریالیستی و سازشکارانه به شمار رفت. تیرباران هر روزه ی روزهای پس از انقلاب، به وسیله ی همه ی گروه ها و شخصیت های سیاسی و مذهبی تشویق می شد. این چنین بود که فرایند خشونت مهار گسیخته آغاز شد و افرادی که تا چند روز پیش در یک جبهه ی واحد در برابر رژیم ستم شاهی ایستاده بودند، به روی هم اسلحه کشیدند. آنچه پس از آن اتفاق افتاد، بنای کجی بود که بر پایه ی آن حوادث شکل گرفت. آزادی و دموکراسی و حقوق بشر و عدالت، محصول انتقام و کشتار نیستند. سخن گفتن در این خصوص که چه کسی باید گاندی، ماندلا،واسلاو هاول و… باشد، تغییر محل نزاع است. برای گذار مسالمت آمیز به دموکراسی، چاره ای جز گاندی، ماندلا، و واسلاو هاول بودن وجود ندارد. آری مسأله ی ما، گذار مسالمت آمیز است، نه برپا کردن چوبه های دار. دموکراسی با “تبعیض” و “حق ویژه” ناسازگار است. نظام سلطانی تبعض گر بر دو نوع است: یکی آنکه زمامداری سیاسی را حق ویژه ی فقها می داند، و دیگری آنکه زمامداری سیاسی را حق یک خاندان می داند. چه کسی قادر است برای مدعای “حق ویژه” دلیل و برهان اقامه کند؟ اگر برابری انسان ها مبنای دموکراسی است، که هست، آیا این مدعا که یک صنف(روحانیت) یا یک خاندان با دیگران تفاوت دارند، با دموکراسی خواهی سازگار است؟ به گمان من خاندان سلطنتی انگلیس هم هیچ تفاوتی با مردم آن کشور ندارد. اگر هم مدعا این باشد که خاندان سلطنتی نماد یک ملت است، به کدام دلیل پیشینی(عقلیa priori ) یا پسینی(تجربیa posteriori) یک خاندان می تواند نماد یک ملت باشد؟ این “امتیاز” از کجا ناشی می شود؟ 2- روش ها و اهداف: آرمان گذار به نظام دموکراتیک ملتزم به آزادی و حقوق بشر، آرمانی اخلاقاً قابل دفاع است. عقلانیت عملی به معنای تناسب روش ها و ابزارها با اهداف است. به تعبیر دیگر، هدف وسیله را توجیه و مجاز نمی سازد. و باز هم به تعبیر دیگر، روش ها به اهداف شکل می دهند و آن را متعین می سازند. به این دو مدعای زیر توجه فرمائید: 1-2- تحریم اقتصادی: الف- هدف ما سرنگونی جمهوری اسلامی است. ب- ما حریف این رژیم نمی شویم. ج- اگر جهان ایران را تحریم اقتصادی کند،رژیم سقوط خواهد کرد. د- مردم باید هزینه ی تحریم اقتصادی را بپردازند تا جمهوری اسلامی سرنگون شود. 2-2- حمله ی نظامی: الف- هدف ما سرنگونی جمهوری اسلامی است. ب- مبارزات ما و تحریم اقتصادی ایران هم به سرنگونی رژیم منتهی نخواهد شد. ج- پس حمله ی نظامی به ایران موجه و مجاز خواهد بود. تجربه ی سال ها تحریم اقتصادی عراق و لیبی نشان داد که آن دو رژیم از طریق تحریم اقتصادی سرنگون نگردیدند. آمریکا از طریق حمله ی نظامی به عمر رژیم عراق پایان داد. قذافی هم آن قدر زرنگ بود که با آمریکا و جهان غرب به توافق رسید. تجربه ی لیبی نشان داد که حقوق بشر و دموکراسی برای دولت های غربی الوویت ندارد. سرهنگ قذافی یکی از خشن ترین دیکتاتوری های جهان است. اما دولت های غربی و رسانه های غربی در این خصوص سخن نمی گویند. دولت های غربی، اگر جمهوری اسلامی قبول کند، حاضرند با این رژیم به توافقی مشابه لیبی دست یابند. مسأله این است: برخی از افراد محترم که در جهان غرب در شرایط امن زندگی می کنند، تجویز می فرمایند که مردم ایران باید هزینه ی تحریم اقتصادی را بپردازند تا رژیم سرنگون شود. برای اینکه “معنای هزینه” روشن شود، تجربه ی عراق در پیش چشم ماست. ده سال تحریم اقتصادی عراق به مرگ دهها هزار کودک و مرد و زن سالخورده ی عراق منتهی شد. تحریم اقتصادی،جامعه عراق را از درون نابود کرد. “اعتماد”، سرمایه ی اجتماعی و چسبی است که اگر از بین رود،همه چیز فرو خواهد پاشید. این هزینه ای است که مردم ایران باید بپردازند تا خارج نشینان به هدف سرنگونی جمهوری اسلامی، بدون پرداخت هیچ هزینه ای،نائل شوند. به گمان من این رویکرد نه تنها غیر اخلاقی است، بلکه نتیجه بخش هم نیست. از این مقدمه که روزانه افرادی در اثر آلودگی هوا در ایران جان می بازند، نمی توان این نتیجه را استنتاج کرد که پس تحریم اقتصادی، با همه ی هزینه ها و تلفاتی که به بار خواهد آورد، موجه و مجاز است. فرض کنیم جهان ایران را مورد تحریم اقتصادی همه جانبه قرار دهد،دهها هزار ایرانی بمیرند، اما رژیم سرنگون نگردد. نه تنها سرنگون نگردد، بلکه سرکوبی به مراتب خشن تری را بر جامعه مستولی سازد. در این صورت تکلیف چیست؟ آیا آنان که فقط و فقط به سرنگونی جمهوری اسلامی، به هر قیمتی، می اندیشند، در گام بعد مجبور نخواهند شد که از حمله ی نظامی به ایران دفاع کنند؟ آیا نتیجه ی حمله ی نظامی به عراق دموکراسی بود یا رشد بنیادگرایی در خاورمیانه و افزایش قدرت منطقه ای رژیم ایران؟ محسن مخملباف یکی از هنرمندان بنام ایران است که برای آزادی، دموکراسی، عدالت و حقوق مردم ایران به طور بی امان در حال پیکار است. او صدای مظلومیت مردم ایران را به گوش جهانیان می رساند. در عطش عدالت و آزادی می سوزد. همه ی زندگی اش را صادقانه فدای پیکار با خودکامگان کرده است. روح حساس و لطیف او پذیرای ظلم و ستم رژیم سلطانی حاکم بر ایران نیست. اما در زمان خروش بر رژیم جنایت کار، گاه سخنانی بر زبان می راند که ممکن است، برخلاف نیت پاک او، مورد سوء استفاده قرار گیرد. من اطمینان کامل دارم که محسن به هیچ وجه حاضر نیست کوچکترین صدمه ای به ایرانیان و ایران وارد اید. سخنان او در پارلمان اروپا،هنرمندانه بود. اما در اوج خروش و هیجان علیه سرکوب و جنایت گفته است: “این طور نیست که مسأله ی حقوق بشر یک پرونده است، مسأله ی بمب اتم یک پرونده است. یک دیکتاتور، یک رژیم مستبد، یک اسلحه ی اتمی گرفته رو به دنیا، یک شلاق شکنجه گرفته رو به ملت. این، دو پرونده نیست، این یک پرونده است… شما هی این دو پرونده را تفکیک می کنید، در حالی که آن ها وقت می کنند اول ما را سرکوب کنند و بعد بمب اتم را رو به دنیا بگیرند… چه شد که آن گفته ها چرخید به بمب اتم؟ شما فکر می کنید حکومت ایران چگونه می خواهد بقا پیدا کند؟ مردم ایران دوستش ندارند و او می داند. رابطه ی خوبی هم با دنیا ندارد، و او می داند. در نتیجه ایران به دنبال بمب اتم است و شما را دارد بازی می دهد. دارد زمان می خرد. از این کمیسیون به آن کمیسیون، از این سه ماه به آن سه ماه، و هی وقت می خرد و شما وقت می فروشید. من به شما قول می دهم اگر امروز دموکراسی ایران سرکوب شود، ظرف 2 سال بمب اتم رو به دنیا است و دست شما رفته بالا . همین امروز هم دیر است، بیش از این تأخیر نکنید… ما فکر می کنیم اروپا می تواند ایران را حتی تحریم کند…ما از شما می خواهیم حداقل… استفاده از تمام اهرم هایی که شما دارید. غیر از آن تحریم نفتی، تعداد زیادی با تحریم نفتی به عنوان آخرین راه حل موافق هستند. من به نظرم نه تنها اتحادیه ی اروپا، امروز تمام دنیا باید این خطر را درک کند… اگر ایران اتمی بشود و استبداد ش ادامه پیدا کند، شما فقط با ایران روبرو نیستید، تمام خاورمیانه را از دست می دهید”[1]. این سخنان ظرفیت آن را دارند که مورد سوء تعبیر قرار گیرند. محسن مخملباف انسان شجاع و وطن دوستی است که ما به شدت به امثال او نیازمندیم. آروزی قلبی من این است که همه ی ما به گونه ای سخن بگوئیم که هیچ کس نتواند علیه آرمان های آزادیخواهانه ی ما از آن سوء استفاده کند. در خصوص تحریم اقتصادی یک نکته ی مهم وجود دارد. ما با تحریم شرکت هایی که وسایل سرکوب و شنود و فیلترینگ به رژیم ایران می فروشند، کاملا موافق هستیم. به عنوان مثال شرکت های زیمنس و نوکیا به دولت ایران وسائل شنود تلفنی وکنترل اینترنت فروخته اند. شرکت های چینی به دولت ایران وسائل ضد شورش، گازهای فلفلی، باتوم الکتریکی و دیگر ابزار سرکوب را می فروشند. چرا مدافعان تحریم اقتصادی کوشش نمی کنند تا جامعه ی جهانی این شرکت ها را به اتهام مشارکت در سرکوب تحریم کنند؟ تحریم باید معطوف به سران رژیم باشد، نه معیشت مردم. هر گونه تحریمی باید معطوف به تضعیف دستگاه سرکوب رژیم باشد. از سوی دیگر، علم جامعه شناسی نشان داده است که فقر شدید، لزوماً به جنبش های اعتراضی دموکراتیک منتهی نمی شود. برای تأئید این مدعا کافی است به جنبش اعتراضی کنونی و پایگاه طبقاتی بازیگرانش نگریسته شود. 3- همراهی با جنبش سبز ایران: سبز فقط یک رنگ نیست، نماد یک جنبش است. جنبشی که همه را سبز کرده است. اگر مدعی همراهی با جنبش سبز مردم ایران هستیم، باید با اهداف، مطالبات و شعارهای آنها همراه باشیم. حداکثر آن است که خارج نشینیان چند گام جلوتر روند. تا حدی که من می فهمم و اطلاع دارم، هیچ یک از رهبران جنبش سبز ایران و فعالین سیاسی و مدافعان حقوق بشر، خواهان حمله ی نظامی و تحریم اقتصادی ایران نیستند. طرحی که ما دنبال می کنیم، با آنچه جنبش سبز طرح می کند، هماهنگ و سازگار است. تنها تفاوت آن است که آنها خواهان محاکمه ی جنایت کاران در دادگاه های ملی هستند، اما به گمان ما در شرایط کنونی این خواست تحقق نیافتنی است. برای نشان دادن هماهنگی،می توان به موارد زیر استناد کرد: 1-3- آیت الله منتظری افقه و اعلم مراجع تقلید در تاریخ 7/5//1388 خطاب به زمامداران ایران نوشته اند: ‏”‏ ‏چرا نيروهاى نظامى و انتظامى و بسيج را به برادركشى و سركوب مردم وامى دارند؟ آيا هدف از تشكيل سپاه و بسيج براى‏ ‏برادركشى و سركوب مردم بود؟ ‏ ‏عزيزانى كه اكنون در زندان ها اسير هستند و از آنان با زور و شكنجه اعتراف و مصاحبه مى گيرند و هر روز جنازه يكى از‏ ‏آن عزيزان را به خانواده ها تحويل مى‎ دهند چه گناهى كرده اند؟ جز اين كه به تخلفات عديده و تقلب در انتخابات به طور‏ ‏مسالمت آميز و آرام اعتراض داشتند و خواستار احقاق حقوق از دست رفته خود بودند؟ ‏ ‏اين گونه اعترافات هيچ مبناى شرعى و قانونى ندارد و آمرين و عاملين آن مرتكب جرمى بزرگ شده اند و بايد در دادگاهى‏ ‏عادل و بى طرف و علنى محاكمه شوند تا مردم واقعا احساس كنند به حقوقشان توجه شده است”[2]. 2-3- مهندس میر حسین موسوی در تاریخ 5 مرداد دردیدار با گروهی از فرهنگیان گفت: “قتل‌ها و دستگیری‌های رخ داده فاجعه بود. ما چنین چیزی را حتی قبل از انقلاب هم شاهد نبودیم. به کسانی که چنین جنایاتی را مرتکب می‌شوند یادآور می‌شوم که مردم، آنهایی را که قبل از انقلاب مرتکب جنایت شدند به یاد داشتند و آنها را به سزای عملشان رساندند؛ مردم از چنین جنایت‌هایی نخواهند گذشت. چطور می‌شود یک فردی علاقه‌ مند به انقلاب، اسلام و کشور حتی یک آدم گناهکار به زندان وارد شود و بعد جنازه او بیرون آید؟ …ملت ما، مردم ما راضی به جنایت نیستند؛ راضی به اینکه افراد جانی پیدا شوند و به خانه‌ها و ماشین‌های مردم حمله کنند، نیستند… کشور نمی‌تواند تبدیل به یک زندان شود که 70 میلیون نفر در آن زندانی شوند… همه می‌ گویند که روح الامینی ، زنده دستگیر شده است و بعد در زندان، جنازه‌اش را تحویل داده‌اند”[3]. 3-3- آیت الله صانعی در تاریخ 4/5/1388 نوشته اند: “مدتی است که شاهد افتراء، دروغ و تضييع حقوق مردم، بازداشت و زندانی نمودن، ظلم و آزار و شکنجه های روحی و حتی کشتن مردمی که برای دفاع از حق خود تظاهرات مسالمت آميزی را داشته اند، هستيم . اينجانب به حکم لزوم جلوگيری از ظلم ظالمين به همه کسانی که سبباً يا مباشراً در ضرب و جرح و قتل و زندانی کردن انسان ها از اقشار مختلف مردم دخالت می کنند و به اذيت و ايذاء آنها در زندان ها و سلول ها ـ که خود ظلم مضاعفی به آنان می باشد ـ مي پردازند می گويم که اينگونه ظلم ها به کسانی که هيچ پناهگاهی جز خداوند ندارند از گناهان کبيره به شمار می رود… به جای توجه به اعتراض توده های مردم در داخل و خارج، سينه وقلب جوانان را نشانه نروند که همه ظلم ها و اذيت ها و اعتراف گيريها و دروغ پردازی ها نه تنها منجر به تقويت حکومت نمی شود بلکه موجب ضعف و بغض مردم نسبت به حکام خواهد شد و در نهايت ناله مظلومان، قطعاً ذلت و گرفتاری ستمکاران را در زمانی نه چندان دور به دنبال خواهد داشت”[4]. 4-3- علی مطهری، فرزند مرتضی مطهری و نماینده ی اصول گرای مجلس، طی نامه ای به رئیس قوه قضائیه نوشته است: “اخبار متواتر حكايت از آن دارد كه نوع برخورد با برخی بازداشت‌شدگان اخير بر خلاف موازين اسلامی و توأم با فشارهای روحی و جسمی بوده و گاهی به مرگ فرد بازداشت شده منتهی شده است كه آخرين آنها مرگ جانگداز مرحوم محسن روح‌الامينی فرزند آقای دكتر روح‌الامينی رئيس محترم انستيتو پاستور بود…اين جرم‌ها… نبايد بدون مجازات باقی بماند، خصوصا كه اين افراد طبق قانون ضابطان قوه قضائيه محسوب می ‌شوند… بايد فرد‌ مجرم با همان عنوان سازمانی ‌اش به مردم معرفی و مجازات شود…به عنوان اولين گام قاتل عمدی يا سهوی او را به جامعه معرفی و مجازات كنيد تا تسلی خاطری برای خانواده او و همه ملت ايران و عبرتی برای جانيانی كه خود را بازجو ناميده‌اند گردد”[5]. 5-3- احمد توکلی نماینده ی اصول گرای مجلس گفته است: “در اين حوادث تيراندازی شد و عده‌ای به قتل رسيدند كه بايد معلوم شود كه افراد تيراندازی كننده و قاتلان مردم چه كسانی هستند؟ آيا ضابطان دادگستری بودند؟ آيا مقصر بودند؟ قاصر بودند؟ يا افرادی غير از آنان بودند؟…. افرادی پس از بازداشت بر اثر ضرب و شتم جان باخته‌اند كه در مورد دو نفر از آنان يكی از مسوولان اعلام كرد كه اين افراد مننژيت داشتند از اين رو اين ادعا بايد بررسی شده و اگر ظلمی واقع شده حتما ظالمان شناسايی و مجازات شوند… خبرهای متعددی از ضايع شدن حقوق افراد بازداشتی به گوش می ‌رسد”[6]. 6-3- سید محمد خاتمی در دیدار با نمایندگان اقلیت مجلس گفت: “خون هایی ریخته شده، به خانواده های فراوانی آسیب های روحی و مادی وارد آمده، ملت بزرگ ایران مورد اهانت قرار گرفته اند… اینکه گفته شود یک بازداشتگاه غیراستاندارد تعطیل شده کفایت نمی کند. غیراستاندارد یعنی چه؟ یعنی هواکش آن سالم نبوده یا سرویس های بهداشتی اش تمیز نبوده است؟ خیر! متأسفانه جنایت های بی شماری در این قبیل بازداشتگاهها رخ داده و جان های عزیزی از دست رفته است…باید مشخص شود این قبیل بازداشتگاهها از سوی چه کسانی ایجاد و مدیریت شده اند و خطاکاران و قانون شکنان در هر لباس و جایگاهی به مردم معرفی شوند… باید به شدت با عاملان این قبیل رفتارهای قانون گریزانه و سرکشی های غیرشرعی و غیراخلاقی برخورد شود و حقوق و حیثیت های مورد تعدی واقع شده به نحوی جبران شود… اگر حتی یک قطره خون ریخته شود فاجعه ای رخ داده، چه رسد به آنچه ما و جهانیان در روزهای تلخی که گذشت شاهد آن بودیم! باید با هر رفتار وحشیانه ای با قاطعیت برخورد شود”[7]. 4- جنايات عليه بشريت (crimes against humanity): طبق ماده ی 7 اساسنامه ی ديوان کیفری بین المللی ، جنايات عليه بشريت اعمالی است كه در چارچوب يك حمله ی گسترده يا سازمان يافته بر ضد يك جمعيت غير نظامی و با علم به آن حمله ارتكاب می يابد . از مصاديق اين اعمال می توان به موارد زیر اشاره کرد: قتل ، ريشه كن كردن ، به بردگی گرفتن ، اخراج يا كوچ اجباری يك جمعيت ، شكنجه ، تجاوز جنسی،. برده گيری جنسی ، فاحشگی اجباری ، حاملگی اجباری ، عقيم كردن اجباری ، ناپديد كردن اجباری ، تبعيض نژادی ، حبس كردن يا ايجاد محروميت شديد آزادی جسمانی بر خلاف قواعد اساسی حقوق بين الملل ، تعقيب و آزار مداوم گروه يا مجموعه ای مشخص به دلايل سياسی، نژادی، ملی، قومی، فرهنگی. اساسنامه ی دیوان برخی از این مفاهیم را تعریف کرده است. به موجب ماده ی 29 اساسنامه ی دیوان، جنایات مذکور(نسل کشی، جنایت علیه بشریت،جنایات جنگی، تجاوز) مشمول مرور زمان نخواهد شد. مطابق بند 1 ماده ی 11 اساسنامه ی دیوان، این دادگاه فقط صلاحیت رسیدگی به جرایمی را داراست که پس از آغاز به کار آن اتفاق افتاده باشد. مطابق بند 1 ماده ی 24 اساسنامه ی دیوان، هیچ کس را تحت این قانون نمی توان از لحاظ کیفری برای رفتارهای مقدم بر شروع به کار دیوان مسئول دانست. دادگاه بین المللی کیفری در اول جولای 2002 آغاز به کار کرد. مقر دیوان در شهر لاهه ی هلند است. بدین ترتیب،جرایم پیش از اول جولای 2002 در این دادگاه قابل طرح نیست. شکایت نامه ی تهیه شده این محدوده را در نظر گرفته است. 5- نتیجه: ما پرونده ی جنایت علیه بشریت زمامداران رژیم سلطانی را گشوده خواهیم کرد. اما به هیچ فرد، گروه و دولتی اجازه نخواهیم داد تا از این هدف اخلاقی و عادلانه برای حمله ی نظامی و تحریم اقتصادی ایران سوء استفاده کند. ما با هرگونه تحریمی که موجب افزایش درد و رنج مردم ایران شود، مخالف هستیم. این پرونده دارای دو بعد است: 1-5- بعد حقوقی: مجازات زمامداران ایران، هدفی مشروع و اخلاقی است که باید از راه حقوقی دنبال شود. گشودن پرونده ی حقوقی ،ارائه ی اسناد و شواهد، قانع کردن سازمان ملل، کاری طولانی و بلند مدت است. در مدتی که شکایت نامه در حال امضا است، باید اسناد و شواهد گردآوری شود و به انضمام نامه تقدیم سازمان ملل شود. رسیدگی به جنایات زمامداران ایران در دادگاه کیفری بین المللی از جهت دیگری هم قابل فاع است. دادگاه بین المللی مانع انتقام کور خواهد بود. 2-5- بعد سیاسی: اهداف سیاسی طرح قابل دسترسی است. نامه ی نوشته شده به کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل منتشر خواهد شد تا همه ی ایرانیان آن را امضاء کنند. باید کاری کرد که زمامداران سرکوبگر رژیم نتوانند به خارج از ایران سفر کنند. باید کاری کرد که اگر آنها پای خود را به خارج نهند، با خطر بازداشت مواجه گردند. نباید اجازه داد که احمدی نژاد در شهریور (سپتامبر) دراجلاس مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک شرکت کند. تحریم کالاهای روسی و چینی، برگزاری تظاهرات در سراسر جهان در برابر سفارت خانه های این دو کشور، اجتماع انبوه در زمان اجلاس مجمع عمومی در برابر سازمان ملل و … برخی از ارکان این طرح است. گام اول، امضای بیانیه ی جنایت علیه بشریت است. ندا آقا سلطان، سهراب اعرابی، محسن روح الامینی و دهها شهید دیگر به من و تو می نگرند. آنها مظلومانه به شهادت رسیدند تا من و تو در امان باشیم. آیا امضا کردن یک بیانیه ی عدالت طلبانه انتظار زیادی است؟ یک بار دیگر به لحظات تیر خوردن و جان باختن ندا بنگریم. آن چشم ها اگر چه معطوف به بالا بود، اما به من و تو هم می نگریست. *** پاورقی ها: 1- رجوع شود به سخنرانی محسن مخملباف در پارلمان اروپا در لینک زیر: [youtube=https://www.youtube.com/watch?v=d1Af6yTJ-Kc&w=468&h=294] 2- پاسخ آیت الله منتظری به نامه موسوی، کروبی و خاتمی. رجوع شود به سایت آیت الله منتظری. 3- رجوع شود به لینک : http://ghalamnews.ir/news-21242.aspx 4- پاسخ آیت الله صانعی به نامه موسوی، کروبی و خاتمی. رجوع شود به سایت آیت الله صانعی. 5- رجوع شود به لینک: http://www.tabnak.ir/fa/pages/?cid=57200 محمد مطهری دیگر فرزند مرتضی مطهری هم در این خصوص گفته است: “روشن است که مرحوم محسن روح الامينی تنها مقتول مظلوم نبود گر چه اکثر صداها تنها پس از مرگ او درآمد. ما به جز چند نام ديگر مانند سهراب و اشکان نشنيده‌ايم، اما آنچه مسلم است هر کس به ظلم کشته شده باشد در قيامت کبری با کفن خونين راه را بر مسببان و نيز سکوت کنندگانی مانند نويسنده خواهد بست. به سبب سياست خبری موجود، کسی نمی ‌داند آيا مثلا آنچه در مورد افراد بی ‌کسی مانند “ترانه موسوی” دهان به دهان می ‌گردد راست است؟ خانواده وی که ظاهرا در اطراف مسجد قبا دستگير شده به کجا بايد مراجعه کنند؟ متأسفانه سياست خبری رسانه ملی هر خبری را باورپذير کرده است. آيا رسانه ملی در مورد آنچه بر او گذشته است خبر موثقی خواهد داد و در صورت اثبات جرم، مجرمين را معرفی خواهد کرد؟ آيا يک جوان ايرانی که در يک اعتراض آرام خيابانی دستگير شده و بعد جنازه اش در سانسور کامل خبری از بازداشتگاه بيرون می ‌آيد صدها بار مظلومتر از شربينی نيست؟ “. رجوع شود به لینک: http://www.tabnak.ir/fa/pages/?cid=57402 6- رجوع شود به لینک: . http://alef.ir/1388/content/view/50261/ 7- رجوع شود به لینک: http://www.khatami.ir/fa/news/917.html سسسسسسسسسسبز “خانه ای از نی” جناب آقای خامنه ای: در چند هفته گذشته، رسانه های تحت امر جناب عالی چون صدا وسیما وکیهان پارا از گلیم خود درازتر کرده وآن چه تهمت وناسزا بوده نصیب بنده کرده اند. گفته های این رسانه های مامورارزش پاسخگویی ندارند اما از آنجا که حرفهای آنها منعکس کننده مواضع ونظرات حضرتعالی است، فکر کردم این چند خط را خطاب به شما بنویسم. شاید کمی به خود بیایید وتقوا پیشه کنید. اول- دربیست سال گذشته که جنابعالی درمسئولیت رهبری نظام جمهوری اسلامی قرار داشته اید، برای سرکوب مخالفین و تثبیت پایه های قدرت خود، بدون استثناء (حتی بدون یک استثناء) تمام مخالفین خود را به عامل آمریکا و سپس اسرائیل و دیگر کشورها متهم کرده اید. در این راه حتی کسانی که مخالف شما نبوده اند وفقط دیدگاه و نظری غیر از نظر شما ویا تفسیری از دین و دنیا غیر از تفسیر شما داشته اند را هم به این اتهامات مزین کرده اید. برایتان هم فرق نمی کرده مخاطب شما معلمین بوده اند یا کارگران، فعالین حقوق زنان بوده اند یا مدافعین حقوق بشر، بازاریان بوده اند یا دانشجویان، روحانیان بوده اند یا دانشگاهیان، نویسندگان بوده اند یا روزنامه نگاران، سیاسی بوده اند یا غیر سیاسی. حتی اصلاح طلبان داخل حکومت هم ازاین تهمت و برچسب زنی شما در امان نبوده اند. توپخانه صدا وسیما و روزنامه هایی چون کیهان به محض کسب اجازه از شما، شلیک تهمت و افترا را شروع کرده اند. شب وروز نغمه مرگ بر این و مرگ بر آن سر می دهید و همگان را مطیع خود می خواهید، غافل از آن که به قول شیخ اجل: کس نیاید به زیر سایه بوم گرهمای از جهان شود معدوم به همین دلیل هر کس و هر گروه اجتماعی یا سیاسی که به نوعی درراه دموکراسی، حقوق بشر، آزاد اندیشی و مطالبات به حق مردم ایران می کوشد، اگر از جانب رسانه های مامور شما به مزدوری و وابستگی و پادویی و حقوق بگیری آمریکا و اسرائیل و دیگران متهم نشود، به نظرم حتما باید در اصالت کار خود شک کند و قبول کند که یک جای کارش لنگ است و لابد به نوعی آب به آسیاب استبداد دینی می ریزد که از ماشین تهمت زنی شما در امان مانده است. دوم- من مدت ها فکر کرده ام که چرا شما این گونه اید. یک بخش از این رفتار شما را به درد بی درمان درون جامعه ومیان مردم ایران، یعنی تهمت زنی و بد بینی نسبت می دادم وهنوزهم می دهم. یک بخش دیگر را هم ناشی از ساختار ذهنی و بد بینی مفرط شما می دانستم و هنوز هم می دانم، به خصوص با قوت بیمارگونه تئوری توطئه درذهن شما. جنابعالی تمام حوادث عالم را ناشی از برنامه ریزی یک هیئت مدیره برای کل دنیا به نام “دشمن” می دانید و فکر می کنید که تمام حوادث سیاسی عالم از عصر رنسانس تا حالا حاصل کار یک عده سرمایه دار و صهیونیست است که می خواهند مادیت و انسان محوری وانحراف اخلاقی را جایگزین معنویت و خدا محوری نمایند و چون جمهوری اسلامی و شخص شما هم سمبل این معنویت و بازگشت به خدا و نشانه حکومت صالحان هستید، لذا شب و روز هم علیه جمهوری اسلامی و شخص شما توطئه می کنند. تمام سیاستمداران و حتی متفکرین، به خصوص غربی ها هم عروسک خیمه شب بازی آن هیئت مدیره پشت پرده، دانسته یا ندانسته، هستند. معتقدم که این ذهنیت و تفسیر بیمارگونه از عالم، نزد شما وبسیاری از اطرافیانتان به شدت جاری است و اثبات حرفم را هم اتفاقا بیش ازهمه، نوشتجات همین روزنامه کیهان و برنامه های صدا و سیما می دانم که نظرات و تئوری های شما را اعلام می کنند و چکیده هزاران صفحه نوشته و صدها ساعت برنامه و تحلیل این رسانه ها هم همین چند خطی است که این جا آوردم. شما هنوز هم از این بیماری رنج می برید و امیدی هم به بهبودی نیست. تا این جا دوضلع “تثبیت استبداد” و”بیماری ذهنی” توجیه اصلی من برای تهمت پراکنی و برچسب زنی روزمره شما و کیهان و صدا وسیما و سایر رسانه هایتان بوده است. و اما سوم- چندی پیش به جوان محقق ایرانی برخورد کردم که سال ها است برای رساله دکترایش روی اسناد سازمان امنیت آلمان شرقی ( اشتازی ) که اکنون در اختیار پلیس جمهوری فدرال آلمان است، کار می کند. او با معرفی دانشگاهش و با پیگیری های فراوان توانسته به سراغ آن بخش از اسنادی برود که هنوز اجازه انتشار و در اختیار عموم قرار گرفتن را نیافته اند. این اسناد نشان می دهند که پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، به دلیل حساسیت ها روی شوروی و شعار نه شرقی- نه غربی حاکم بر انقلاب و همچنین به دلیل سکونت رهبران حزب توده طی سالیانی طولانی در آلمان شرقی و همکاری تنی چند از رهبران این حزب با سازمان امنیت آلمان شرقی و در نتیجه تخصص و تبحر این سازمان درامور ایران، شوروی تصمیم می گیرد که بخش اصلی امور ایران را در سازمان امنیت آلمان شرقی متمرکز کند و جالب است که یکی از افسران عالی رتبه “ک. گ. ب” ( سازمان امنیت معروف شوروی) که بخشی ازمسئولیت امورایران را هم داشته، همین جناب ولادیمیرپوتین بوده که حتما معرف حضور جنابعالی هست و در سفر اخیرش به تهران “حضرت مسیح” را هم دروجود شما دید. گزارش های ماموران امنیتی که در قالب هیئت های تجاری برای همکاری درزمینه فروش وتولید سلاح ازآلمان شرقی به ایران آمده اند نشان می دهند که نسبت به جنابعالی نظربسیار مثبتی دارند و قول و قرارهایی که با شما در زمانی که عضو شورای انقلاب و رابط این شورا با وزارت دفاع بوده اید گذاشته اند بسیار خواندنی است، به خصوص اصرار شما برای نزدیکی بیشتر با شوروی وهمکاری روزافزون با بلوک شرق. به گفته این جوان محقق که زحمت مطالعه هزاران صفحه اسناد را به خود هموار کرده، اتفاقا نه فقط اظهارات جنابعالی به مامورین آلمان شرقی بسیار جالب است بلکه جالب تر از آن ارزیابی های بسیار مثبت افسران اطلاعاتی روسی از ارتباطات با شما است. و باز هم نکته جالب این که از زمانی به بعد محبت افسران اطلاعاتی روسی و آلمان شرقی به حزب توده سرد می شود و چندان نگرانی هم برای قلع و قمع آنان ندارند و دیگر به گزارش های آن ها که در خطر هم قرار دارند، توجهی نمی کنند. نمی دانم که آیا درنهایت دولت آلمان اجازه خواهد داد که این بخش از اسناد منتشر شود یا نه، اما این را می دانم که کسی مثل شما که چنین در خانه شیشه ای نشسته، نباید شب و روز به خلق خدا سنگ اندازی کند و باز هم به قول سعدی علیه الرحمه که ” هندویی نفت اندازی همی کرد. حکیمی گذر کرد و گفت: آن را که خانه نئین است، بازی نه این است.” ، ولو آن که به این روش قدیمی سیاسی هم معتقد باشید که اگر “به همه فحش بدهی و تهمت بزنی، کسی از خودت نمی پرسد چه کاره ای و از کجا آمده ای”. واقعا اگر کسی یک دهم چنین اسنادی از ارتباطات با بیگانگان را داشته باشد با او چه رفتاری می کنید و چه بلایی بر سرش می آورید؟ قدری به خودتان بیایید. آقای خامنه ای: من بر خلاف شما از خدا می ترسم و به خودم اجازه نمی دهم با آبروی بندگان خدا بازی کنم، حتی اگر جنابعالی باشید. به این آیه قرآن هم اعتقاد دارم که “دشمنی با قومی شما را از جاده عدالت منحرف نسازد، عدالت پیشه کنید که به تقوا نزدیک تراست” ( مائده 8). به همین دلیل بیش از این چیزی نمی گویم و قضاوتی هم نمی کنم. صبر می کنم تا اسناد ارتباطات شما با مامورین آلمان شرقی روشن وشفاف به زودی منتشر شود و قضاوت را هم ملت ایران خواهد کرد. اما بالاترازهمه ما خداوند دانایی است که ناظر بر اعمال همه ما است. شما را دعوت می کنم که تقوا پیشه کنید و تنها کمی از خدا بترسید. همین. محمدمحسن سازگارا بیست و نهم بهمن ماه ۱۳۸۷ سسسسسبز ساخت کوکتل مولوتف همانطور که میدانید کوکتـل مولوتـف یک بطری حاوی ماده آتش زا است که در صورت پرتاب و شکسته شدن باعث ایجاد حجم وسیعی آتش غیر قابل مهار میشود و از آن در درگیری های خیابانی برای ایجاد رعب و وحشت و سردرگمی در بین نیروهای دشمن (مثل گارد ضدشورش) و متفرق کردن آنها استفاده میشود. ساخت کوکتـل مولوتـف بسیار آسان است. به صورت کلی, کوکتـل مولوتـف از یک بطری شیشه ای, مقداری ماده سوختی (مثل بنزین) و یک پارچه کتان ( نخی )آغشته به سوخت به عنوان فتیله تشکیل میشود روش ساخت یک کوکتل مولوتف قدرتمند: 1- یک بطری شیشه ای (بهترین بطری شیشه ماء الشعیر ایستک هست چون حجم مناسبی از مواد آتش زا در آن جا می شود و در دست خوب جا می گیرد و در زمان پرتاب کردن می توانید آن را به مسافت های دور پرتاب کنید و این خیلی مهم هست و از همه مهمتر این بطری، چون یک بطری یک بار مصرف هست بدنه نازکی دارد و این بسیار مهم است برای خوب شکسته شدن ) را بردارید. 2- داخل آن 80 درصد بنزین و 20 درصد گازوئیل ( برای دوام آتش) و یک قاشق چای خوری پودر صابون بریزید. 3- حال یک پارچه کتان ( نخی به ابعاد 4 در 25 سانتیمتر ) آغشته به بنزین داخل بطری قرار دهید به طوری که 15 سا نت داخل و 10 سانتیمتر آن خارج بطری قرار گیرد و مقدار کمی پنبه که با فشار در دهنه بطری جا می دهید تا مواد سوختی قبل از زمین خوردن بطری بیرون نریزند. کوکتـل مولوتـف شما آماده است. کافی است تا سر پارچه را با فندک آتش زده و به سمت دشمن روی زمین یا به دیوار پرتاب کنید تا بطری متلاشی شود. در نتیجه این پرتاب, مواد سوختی آتش گرفته و به اطراف پراکنده میشود و همراه با آن حجم زیادی آتش تولید میشود که مهار آن بسیار سخت و ناممکن خواهد بود – بیانیه شماره 2 – تکنیکهای مبارزه و توصیه هایی برای هرچه موثرتر برگزار کردن تظاهرات دوستان فردا سالروز مشروطه در 14 مرداد ماه ، یکی دیگر از روزهای سرنوشت ساز این نهضت مقدس ضد دیکتاتوری است . همه آماده شویم که فردا باید به خامنه ای ، احمدی نژاد و جهانیان نشان دهیم که ریاست جمهوری این ابله سفیه را نمیپذیریم و نخواهیم پذیرفت . – به باور ما دشمن کودتاچی نیروهای خود را به میدان خواهد آورد ولی مطابق اخباری که به ما رسیده این نیروها دستور سرکوب وحشیانه و گسترده در روز تنفیذ را ندارند چون باعث آبروریزی بیش از حد خودشان خواهد بود . پس جرات کنیم و به خیابانها بیاییم و شهر را در دست خود بگیریم . اگر کار به سرکوب گسترده برسد آبروی خودشان را در برابر جهانیان خواهند برد و احمدی نژاد دیگر حتی یک ذره اعتبار بین المللی هم نخواهد داشت . – سعی کنید در فرصت باقیمانده تا میتوانید مردم را در جریان برنامه حضور ملیونی فردا قرار دهید . همه مردم اینترنت و ماهواره ندارند و گروهی هنوز به آگاهی انقلابی نرسیده اند. از اعلامیه و شبنامه و دیوار نوشته استفاده کنید. با تلفن و بلو توث و غیره تا میتوانید دیگران را در جریان قرار دهید . البته از اینترنت هم تا حد امکان استفاده کنید که این اولین انقلاب اینترنتی دنیاست . – مظلومیت ما قویترین و برنده ترین سلاح ماست . با دیدن این مظلومیت است که توده های مردم ایران و جهان به حمایت ما بر می خیزند. درخت انقلاب با خون مظلومان آبیاری میشود و به بار مینشیند . تظاهرات در لحظه فعلی مسالمت آمیز خواهد بود . باید دندانها را بر هم بفشاریم و برای دادن شهید و قربانی آماده باشیم و بدانیم که در دراز مدت پیروز هستیم . -فردا به پشتکار و اراده احتیاج دارد . باید خود را برای یک مبارزه لااقل دوازده ساعته آماده کنیم . تمام روز در شهر خواهیم بود . پس از یک روز مبارزه و فرسوده کردن نیروهای سرکوبگر تسخیر شهر در شب راحتتر است . در شب خیابانها را برای ساعتهایی چند به تسلط خود در خواهیم آورد و به دنیا نشان خواهیم داد که جنبش ما آنقدر قدرتمند است که بتواند تهرا ن را در اختیار گیرد . کسانی که آمادگی حضور در خیابانها را ندارند باید به هر وسیله دیگر از آنان که با در کف گرفتن جانشان به خیابان آمده اند حمایت کنند. در خانه های خود را به روی آنان باز کنید هنگامی که نیروهای سرکوب برای ضرب و شتم و دستگیری آنان هجوم می آورند . آب و غذا آماده برایشان داشته باشید. با کند حرکت کردن ماشینتان در خیابان ها ترافیک سنگین بسازید. از بالای بامها از مبارزاتشان فیلم تهیه کنید و روی اینترنت قرار دهید . با تلفن از دوستان و فامیل و کسانی که میتوانند بخواهید به صف تظاهرات در خیابانها بپیوندند . – از تجارب تظاهرات 18 تیر و 8 مرداد استفاده کنید . ما دیگر آن مردم بی تجربه یکماه و نیم پیش نیستیم . اکنون تجارب صدها تظاهرات و مبارزات اعتراضی را پشت سر داریم. – تظاهرات پراکنده در گستره وسیع شهر تهران بسیار موثر است و دشمن را فرسوده خواهد کرد چون نمیتواند در یک آن در همه جا حضور داشته باشد . سعی کنید در همه نقاط حضور داشته باشید . حتی یک جمعیت کوچک 20 نفره کافی است تا مردم اطراف را نیز به تظاهرات بکشاند تا با حضور خود و بوق زدن و غیره حمایت کنند و کانون دیگری از اعتراض برپا دارند. – تظاهرات پراکنده باید آمادگی تحرک سریع را داشته باشد. به محض حضور نیروها پراکنده شوید و در نقطه دیگری تجمع کنید . در تمام روز این کار را ادامه دهید . نیروهای سرکوب همانطور که روز 8 مرداد دیدیم اینرا بر نمیتابند و خسته و گیج و درمانده میشوند . هم گروهی های خود را یاری دهید و سعی کنید در گروه های 7 یا 8 نفره باشید و از گروه دور نیفتید. – تظاهرات اصلی و بزرگ را در همان نقاطی برگزار کنید که قبلا هم برگزار شده بود . خیابانهای مرکزی شهر ، ولیعصر ، اطراف بیت رهبری که به احتمال زیاد تنفیذ در آن برگزار میشود . سعی کنید مانند سابق موج اصلی تظاهرات را بر خیابان ولیعصر متمرکز کنید که مرکزیترین شاهرگ حیاتی تهران است . میدان بهارستان را از یاد نبرید . – از نیروهای سرکوب نترسید . یادتان باشد نیروهای سرکوب خسته و فرسوده هستند . اکنون آنها بیش از یکماه است که هر روز در خیابانها حضور دارند و بر خلاف مردم که هر روز بر خشم انقلابی و اراده شان برای سرنگونی رژیم افزوده میگردد اینها هر روز بیش از روز پیش فرسوده تر و متزلزلتر میشوند. – قسی القلب ترین و شقی ترین لباس شخصیها را شناسایی کنید و اگر توانستید و در موقع لزوم آنان را از نوازش خود بی نصیب نگذارید. دادن گوشمالیهای کوچک به قلدرترین و بیرحمترین نیروهای لباس شخصی اشکالی ندارد .هرگز از یاد نبرید که نیروهای لباس شخصی و اصولا نیروهای سرکوب بر خلاف ظاهر داش مشدی و قلدر خود بسیار ترسو هستند و به محض دیدن مقاومت واقعی از طرف مردم غلاف کرده و فرار را بر قرار ترجیح خواهند داد . اینها همه از قماش همان قاتل ندا هستند که وقتی مردم گرفتندش به پای مردم افتاده بود و زار میزد که رهایش کنند. اما با نیروهای انتظامی غیر لباس شخصی به هیچوجه درگیر نشوید و بر عکس از آنان بخواهید به مردم بپیوندند و در سرکوب شرکت نکنند. این کار در دراز مدت تاثیر خود را خواهد گذاشت . بویژه سربازان وظیفه که همانند خود شما هستند و مادرانشان چشم به راه آنان اند. بدانید که کادر نیروی انتظامی زیر درجه سرتیپ نیز همانند شما در فلاکت این نظام گیر کرده اند بخصوص درجه های گروهبان و استوار که با مشکلات اقتصادی استخوانشان هم خورد، شده همانند ما ، آنها هم برادران ماهستند. در نیروی انتظامی درجه های بالای سرهنگی در رفاه جمهوری اسلامی قرار دارند و در سپاه درجه داران بالای استواری در رفاه هستند فقط . همینجا از برادران سرباز وظیفه خواهشمندم که اگر همانند پدرانمان که پادگانها را در زمان شاه ظالم ترک کردند ، نمی توانند ترک بکنند ، حد اقل موقع زدن ، باتوم را به شکل نمایشی بزنند تا فقط فرمانده شان را هم راضی کرده باشند.( خیلی آرام بزنند ، دقت داشته باشید که خون بیگناه بر زمین ریختن ، دامنگیر می شود ، بخصوص برای منافه شخصی ظالمان) – با خود وسایل دفاعی مثل اسپری فلفل حمل ، کاتر (دقت داشته باشید که کاتر 100 مرتبه از چاقو بهتر است ، به خاطر برنده بودنش) ، لوله فلزی شبه به باتوم طول 40 تا50 سانت که در ناحیه دسته سوراخ و بندی محکم برای لیز نخوردنش، حمل کنید تا بتوانید در مقابل چماقداران از خود و دیگران دفاع کنید . ولی به محض هجوم جدی آنان برای دستگیری این وسائل را دور بیندازید تا همراه آن دستگیر نشوید که جرمتان را صد برابر میکند . – از فلسطینیها بیاموزیم . تیرکمان و قلابسنگ داشته باشیم و از فراز بامها و گوشه کوچه ها نیروهای لباس شخصی را با سنگ مورد حمله قرار دهیم و سپس به سرعت پراکنده شویم . این تکنیک در فلسطین اشغالی بسیار موثر بوده ا https://polldaddy.com/js/rating/rating.js

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: